تبليغاتX
مدیریت منابع انسانی - زنان‌ در مديريت‌ - 3 Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Theme-designer">
 
نوشته شده توسط : بابک سپاس مقدم

توصيه‌هاي‌ سازماني‌ و فردي‌

توصيه‌هاي‌ سازماني: به‌ دليل‌ تعداد روبه‌ رشد زنان‌ در نيروي‌ كار، سازمانها مجبورند با مشكلات‌ كاري‌ برخورد مناسب‌ كنند. براي‌ سازمانها مهم‌ است‌ رفتارها و نگرشها را تغيير دهند. براي‌ انجام‌ اين‌ كار، بايد خطمشي‌ها و برنامه‌هايي‌ را در سطح‌ سازمان‌ اجرا كرد.

‌اولين‌ نوع‌ برنامه‌ها، برنامه‌هاي‌ تغييرات‌ براساس‌ زمان‌ است. اين‌ برنامه‌ها شامل‌ پياده‌سازي‌ برنامه‌هاي‌ كاري‌ منعطف‌ FLEXIBLE WORK SCHEDUALES)) (كارمندان‌ زمانهاي‌ روزانه‌ شروع‌ /خاتمه‌ كار را حول‌ يك‌ «ساعت‌ اصلي» از زمان‌ انتخاب‌ مي‌كنند)، شغل‌ مشاركتي‌JOB-SHARING) ) (سازماندهي‌ مجدد يك‌ پست‌ سازماني‌ تمام‌ وقت‌ به‌طوري‌ كه‌ توسط‌ دو كارمند پاره‌وقت‌ انجام‌ شود) كار پاره‌وقت‌ و روزهاي‌ كوتاهتر يا تغييريافته‌ كاري، همانند هفته‌هاي‌ كاري‌ فشرده‌ (كارمندان‌ در كمتر از پنج‌ روز 40 ساعت‌ كار مي‌كنند). اين‌ برنامه‌ها به‌ كارمندان‌ زن‌ اجازه‌ مي‌دهد تا مشكلات‌ خانه‌ و كار را حل‌ كنند.

توصيه‌هاي‌ فردي: زنان‌ نياز به‌ مهارت، تشويق‌ و قاطعيت‌ دارند تا خود را در محيط‌ مسلط‌ مردسالاري‌ قرار دهند. ايجاد خطمشي‌ها و قرارگرفتن‌ در بخشهاي‌ مختلف‌ سازماني‌ هنوز دردست‌ مردان‌ است. در ذيل‌ توصيفي‌ از مهارتها و روشهايي‌ آمده‌ است‌ كه‌ زنان‌ بايد ايجاد كنند تا در محيط‌ كار بطور موثر باقي‌ بمانند. اولين‌ مهارت‌ صرف‌ وقت‌ براي‌ طراحي‌ مسير شغلي‌ مناسب‌ است. برخي‌ محققان‌ مي‌گويند موفقيت‌ مردان‌ در محيط‌ كار ناشي‌ از تمركز آنها در كسب‌ يك‌ هدف‌ شغلي‌ خاص‌ است. هدفهاي‌ شغلي‌ زنان‌ پراكنده‌ و غيرمتمركز است.

‌توصيه‌ دوم‌ شناخت‌ اين‌ واقعيت‌ است‌ كه‌ رقابت‌ در سازمانها وجود دارد و زنان‌ بايد ياد بگيرند كه‌ مهارتهاي‌ مناسب‌ و رفتارهاي‌ لازم‌ براي‌ رقابت‌ را نشان‌ دهند. زنان‌ بايد مبارزه‌ با تمام‌ نمونه‌هاي‌ قالبي‌ كه‌ مانع‌ از پيشرفت‌ آنها شده‌ است‌ را ياد بگيرند. متاسفانه‌ نگرشهاي‌ ريشه‌دار طي‌ چند صدسال‌ شكل‌ گرفته‌اند كه‌ زنان‌ را لطيف، احساسي، غيرمنطقي، بي‌هدف، ترسو نسبت‌ به‌ هدف، ضعيف‌ در تحليلهاي‌ كمي‌ و ناتوان‌ براي‌ اتخاذ تصميم‌هاي‌ قاطع‌ مي‌دانند. درمورد تمام‌ زنان: اين‌ نمونه‌هاي‌ قالبي‌ ممكن‌ است‌ درست‌ نباشد، اما آنان‌ بر تصميم‌ براي‌ واگذاري‌ مشاغل‌ مديريتي‌ به‌ زنان‌ تاثيرگذار است.

‌سومين‌ مهارت‌ لازم‌ ايجاد اعتماد به‌ نفس‌ و اطمينان‌ است. برخي‌ زنان‌ ممكن‌ است‌ در ابتدا بر فقدان‌ اعتماد به‌ نفس‌ غلبه‌ كنند. يك‌ مطالعه‌ نشان‌ مي‌دهد زنان‌ در مقايسه‌ با مردان‌ موفقيت‌ خود را به‌ جاي‌ نسبت‌ دادن‌ به‌ مهارت‌ و شايستگي‌ خود به‌ شانس‌ و اقبال‌ نسبت‌ مي‌دهند. اين‌ نگرش‌ مي‌تواند باعث‌ تاثير منفي‌ در ديگران‌ شود و رشد زنان‌ را در سازمان‌ محدود كند. همچنين‌ گفته‌ شده‌ است‌ زنان‌ از «ترس‌ از موفقيت» رنج‌ مي‌برند. برخي‌ بحث‌ مي‌كنند كه‌ تعريف‌ سنتي‌ از نقش‌ جنسي‌ درمورد خصوصيات‌ زنان‌ كه‌ شامل‌ رفتار مطيع‌ و غيررقابتي‌ است‌ ممكن‌ است‌ به‌ زنان‌ القا كند كه‌ رفتار رقابتي، موفقيت‌گرا، جذابيت‌ آنها را به‌ خطر مي‌اندازد. يك‌ مهارت‌ لازم‌ ديگر به‌ مهارت‌ سوم‌ متصل‌ است، تشويق‌ و قاطعيت‌ براي‌ مبارزه‌ با تشكيلات‌ مردسالار. ايجاد خطمشي‌ها در دست‌ مرداني‌ است‌ كه‌ بيشتر از زنان‌ در سازمان‌ بوده‌اند. درحالي‌ كه‌ معقول‌ است‌ سازمانها بررسي‌ كنند آيا درها بطور مساوي‌ براي‌ استخدام‌ زنان‌ باز است، زنان‌ بايد شكيبايي‌ به‌خرج‌ دهند و به‌ كوبيدن‌ بر روي‌ اين‌ درها ادامه‌ دهند. مهارت‌ چهارم‌ مقابله‌ با محدوديتهاي‌ زماني‌ است. هر كاري‌ را به‌ موقع‌ و در زمان‌ خودش‌ انجام‌ دهيد. توانايي‌ انجام‌ كارها در محدوده‌هاي‌ زماني‌ مقرر ديدگاه‌ ديگران‌ را نسبت‌ به‌ عملكرد شما در فرايند ارزيابي‌ بهبود مي‌بخشد.

‌پنجم‌ يادگيري‌ مهارت‌ سياسي‌ توسط‌ زنان‌ است، براي‌ ايفاي‌ نقش‌ مدير موفق‌ شناخت، يادگيري‌ و به‌كارگيري‌ مهارت‌ سياسي‌ در سازمان‌ لازم‌ است. ادبيات‌ مربوط‌ به‌ اين‌ موضوع‌ نشان‌ مي‌دهد. مديران‌ زن‌ مي‌توانند بدترين‌ دشمنان‌ خودشان‌ باشند. زيرا بسياري‌ از زنان‌ مدير به‌كارگيري‌ مهارت‌ سياسي‌ در سازمان‌ را نمي‌پسندند و اهميت‌ آن‌ را درك‌ نمي‌كنند. آنها اهميتي‌ براي‌ سيستم‌هاي‌ غيررسمي‌ سازمان‌ قائل‌ نيستند. در يك‌ كلمه‌ آنها علاقه‌اي‌ به‌ كاربرد مهارت‌ سياسي‌ ندارند.

‌در يك‌ تحقيق‌ انجام‌ شده‌ 23 درصد از بانكداران‌ موفق‌ زن‌ اين‌ جمله‌ را گفتند: «زنان‌ مهارت‌ سياسي‌ را دوست‌ ندارند و نمي‌خواهند وارد آن‌ شوند زيرا آن‌ را كثيف‌ تلقي‌ مي‌كنند». با اين‌ وجود، توسعه‌ قدرت‌ مهارتهاي‌ سياسي‌ براي‌ موفقيت‌ در سازمان‌ لازم‌ است.

‌در يك‌ پژوهش‌ دانشگاهي‌ ديگري‌ كه‌ بر روي‌ مديران‌ موفق‌ زن‌ انجام‌ شده‌ اين‌ نتايج‌ را نشان‌ مي‌دهد كه‌ به‌ گواه‌ خود زنان‌ رعايت‌ موارد زير باعث‌ افزايش‌ مهارت‌ آنها براي‌ دستيابي‌ و موفقيت‌ در مشاغل‌ مديريتي‌ خواهدشد:

O آموزش‌ خوب‌ ببينيد، مدعي‌ باشيد و بدترين‌ دشمن‌ خودتان‌ نشويد؛

O به‌ خودتان‌ اجازه‌ مرعوب‌ شدن‌ را ندهيد، از قابليت‌ و توانايي‌ خود مطمئن‌ باشيد و هرگز تهاجمي‌ يا تدافعي‌ عمل‌ نكنيد؛

O در پستهاي‌ پائين‌ سازماني‌ اگر هستيد كارها را منظم‌ و در محدوده‌ زماني‌ مقرر انجام‌ دهيد زيرا نردبان‌ ترقي‌ را پله‌پله‌ بايد طي‌ كرد. از تغيير سازمان‌ درصورت‌ بروز موانع‌ نهراسيد؛

O پس‌ از انتخاب‌ هدف، به‌ ديگران‌ مخصوصاً‌ مردان‌ اجازه‌ ندهيد شما را بترسانند. هنگامي‌ كه‌ يك‌ زن‌ داراي‌ پيشنهادات‌ سازنده‌ است، وي‌ بايد با تلاش‌ ثابت‌ كند همانند يك‌ مرد درست‌ مي‌گويد؛

O حمايت‌ خانواده‌ را كسب‌ كنيد؛

O زنان‌ گاهي‌ اوقات‌ مي‌توانند بدترين‌ دشمن‌ خود باشند. زيرا بسياري‌ از مسئوليتهايي‌ كه‌ هماهنگ‌ با شغل‌ آنهاست، آنها از قبول‌ مسئوليت‌ شانه‌ خالي‌ مي‌كنند؛

O زنان‌ با اندكي‌ كار سخت، كار منظم، پايداري، رفتار روشنفكرانه‌ مي‌توانند وارد صحنه‌ مديريت‌ مردسالارانه‌ شوند.(12)

‌به‌طوركلي‌ زنان‌ بايد از قبول‌ مسئوليت، انجام‌ خلاقيت، نوآوري، رويارويي‌ با مشكلات‌ شغلي‌ و كاري، ارتباطات‌ قوي‌ سازماني، تحصيل‌ در رشته‌هاي‌ مديريتي، تصميم‌گيريهاي‌ همراه‌ با ريسك‌ و... نهراسند.(13)

نتيجه‌گيري‌

‌تعداد زنان‌ در نيروي‌ كار روبه‌ افزايش‌ است. جامعه‌ و مقررات‌ دولتي‌ ورود زنان‌ به‌ مشاغل‌ مختلف‌ را نسبت‌ به‌ گذشته‌ آسانتر ساخته‌ است. اما پيشرفت‌ زنان‌ در مديريت‌ هماهنگ‌ با افزايش‌ زنان‌ شاغل‌ نيست. بسياري‌ از دلايل‌ براي‌ اين‌ واقعيت‌ وجود دارد مانند: وجود باورهاي‌ قالبي‌ و سوگيريهايي‌ عليه‌ زنان‌ در مشاغل‌ مديريتي، كه‌ زنان‌ به‌عنوان‌ افرادي‌ تلقي‌ مي‌شوند فاقد شرايط‌ لازم‌ براي‌ مديريت‌ موثر و بطور سنتي‌ مشخصات‌ مردانه‌ ارزش‌ بالاتري‌ نسبت‌ به‌ خصوصيات‌ زنانه‌ در پستهاي‌ مديريتي‌ دارد و شغل‌ مرد و يا حرفه‌ او هميشه‌ مهمتر از شغل‌ و حرفه‌ زنان‌ است. از زنان‌ بطور سنتي‌ تنظيم‌ امور خانواده‌ انتظار مي‌رود و همين‌ مسئله‌ آنها را در شرايط‌ دوگانه‌ محيط‌ كاري‌ و خانوادگي‌ قرار مي‌دهد كه‌ خود باعث‌ تعارض‌ نقش‌ و پيامد آن‌ فشارهاي‌ روحي‌ و رواني‌ را براي‌ آنها همراه‌ دارد.

‌امروزه‌ موفقيت‌ سازمانها درگرو استفاده‌ مطلوب‌ از تخصصهاي‌ موجود است. چه‌ اين‌ تخصصها دردست‌ مردان‌ و چه‌ دراختيار زنان‌ باشد. براي‌ اين‌ كار موانع‌ بر سر راه‌ ارتقا زنان‌ بايد برداشته‌ شود. سازمانها بايد عبور از «سقف‌ شيشه‌اي» را تجربه‌ كنند.

‌دستيابي‌ به‌ مهارتهاي‌ مختلف، مرعوب‌ شدن‌ از انجام‌ كارها، خودباوري، پايداري‌ در دستيابي‌ به‌ اهداف، تفكر روشنگر و آگاهانه‌ مي‌تواند زنان‌ را در موفقيت‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ مشاغل‌ مديريتي‌ كمك‌ كند.

منبع: تدبیر


تاریخ انتشار : 2007/3/7 |