درباره من: معلم. نويسنده. پژوهشگر و شاغل
مدیریت منابع انسانی تخصص ویژهای است که برای رضایت کارکنان و تامین هدفهای سازمانی، برنامهریزی و کوشش میکند.
برای دریافت خدمات پیشرفته منابع انسانی، مدیریت منابع انسانی و امور اداری با "گروه سرآمد" در ساعات اداری تماس بگیرید:
0939SARAMAD
09397272623
saramadgroup.ir
پایگاه اطلاع رسانی مدیریت منابع انسانی ایران
www.hrm.ir
مرکز اطلاعات علمی تخصصی مدیریت منابع انسانی
www.HRMIC.ir
پایگاه خبری منابع انسانی ایران
www.HRNA.ir
رفتار شهروندی سازمانی
www.ocb.ir
سازمان های سرآمد ایران
www.bestplacetowork.ir
شبکه مدیران
www.iranianmanagers.ir






هزينهاجتماعي=هزينه زندگي+هزينه آموزش+ هزينه تحصيلات
حداقل هزينه معيشت 18ساله
حداقل هزينه تكميل تحصيلات ليسانس
320000000=8×10000000×4
هزينه معيشت زندگي دوران ليسانس
96000000=2000000×12×4
حداقل هزينه 6سال تجربه براساس حداقل مزد سال87
792308000 هزينه تمام شده پرورش هر حسابدار رسمي با حداقل 6سال تجربه
هزينه حداقل بيست سال تجربه
534360000=73200×365×20
1166360000=160308000-(792308000+534360000)
حداقل بهاي تمام شده پرورش هر حسابدار رسمي با بيست سال تجربه
1702885600000=1166360000×1460

با محاسبه فوق حداقل هزينه اجتماعي پرورش 1460نفر حسابدار رسمي با ميانگين بيست سال تجربه 170ميليارد تومان ميشود. چنين ثروتي بيبديل در جامعه ايراني چگونه جايگاهي دارد؟ بدون شك پس از انقلاب سه رشته اصلي دانشگاهي قاعدتا بايد توسعه و اعتلا داشته باشند: پزشكي، وكالت و حسابداري. چرا و چگونه؟
در دوران جنگ فرصت و غنيمت ارزندهاي براي حرفه پزشكي پيش آمد تا با جسارت و جرات دست به اعمال جراحي در بدترين شرايط بزند كه حاصل آن تجربه ارزنده حرفه پزشكي ايران در حال حاضر است؛ زيرا بيشترين اعمال جراحي كمنظير در حال حاضر در ايران به صورت موفق شدني است.
از طرف ديگر دعاوي مستحدثه پس از انقلاب فرصت ارزندهاي را براي وكلا و حقوقدانان فراهم آورد تا پس از تئوريهاي محض حقوقي به صحنه اصلي درآيند و خوشبختانه امروزه جامعه از خدمات حقوقي ارزندهاي ميتواند استفاده كند و اما رشته حسابداري؟!

اين رشته كه در قبل از انقلاب عموما در قالب تئوري مطرح بود با تشكيل بنگاههاي عظيم چندمنظورهاي نظير بنياد مستضعفان، سازمان صنايع ملي، سازمان گسترش و نوسازي صنايع و... با مسائل و موضوعات متعددي مواجه شد كه شايد براي برخي از اين موضوعات در كتب درسي قبلي نمونه هم ذكر نشده بود و اين نقطه اتكايي شد كه حسابداران ارشد وارد حوزهاي مختلط از حسابداري، حقوق و حسابرسي شوند و آناني كه علاقهمند بودند، داراي آنچنان توانمنديهاي خاصي شدند كه امروز سرآمدان بازارهاي مالي، بازار سرمايه و بازار پول كشور، فارغالتحصيلان رشته حسابداري هستند. ظهور سازمان حسابرسي بهرغم دولتي بودن آن فرصت خاصي را براي حرفه حسابداري فراهم آورد تا در پرتو هزينه دولتي به مجموعهاي از غنائم آموزشي رشته حسابداري در جهان دست يابد و همين موضوع بستر موفقيت و رشد اين حرفه را تضمين كرد. حضور دهها فارغالتحصيل رشته دكتراي حسابداري كه عموما جوان، علاقهمند و صاحبنظر هستند، مزيد بر اين ادعا است.
شايد به جرات بتوان گفت كه ما حسابداران رسمي هرگاه در مجامع بينالمللي حاضر ميشويم از فقدان دانش رنج نميبريم. بديهي است كه فقدان آشنايي و تسلط به زبان انگليسي يك مانع اصلي رشد هرچه بيشتر ما است. به همين جهت بايد قدردان كساني باشيم كه در دهه شصت و هفتاد كه نگرشها كوتاهمدت و آني و باري به هر جهت بود، همه توانايي و هم و غم خود را مصروف بنيانگذاري آموزش حرفه حسابداري در قالب انتشار صدها كتاب ارزنده و جامع كردند كه انتشار هر يك از آنها انتقاد از كساني بود كه بهرغم داشتن عناوين پرطمطراق پيوسته و وابسته از مجامع بينالمللي حرفه حسابداري، به اندازه يك سر سوزن در اعتلاي حرفه حسابداري گام برنداشتهاند!!
بدون شك نسل سوم اين حرفه كه در وجود جوانان فارغالتحصيل دانشگاهي كه اين روزها آثار و نوشتههاي آنان كتابخانههاي حرفه حسابداري را مزين كرده نيز قابل احترام و قدرداني هستند كه در واقع با آثار قلمي و نوشتههاي تجربي خود پرچم حرفه حسابداري را برافراشته نگه داشتهاند. با چنين جامعه حرفهاي كه بدنه آن را علاقهمندان به حرفه حسابداري تشكيل ميدهد، اجازه ندهيم ما را كمتر از آنچه هستيم بشمارند و خود در عزت و احترام اين حرفه كوتاهي نكنيم.
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد