معرفی سایت

مدیریت منابع انسانی تخصص ویژهای است که برای رضایت کارکنان و تامین هدفهای سازمانی، برنامهریزی و کوشش میکند.
بابک سپاس مقدم
درباره من: معلم. نويسنده. پژوهشگر و شاغل




پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی
اشاره
پيشرفت در حوزه تكنولوژي هاي نوين ارتباطي باعث شده كه امكان انتقال محيط كار به خانه فراهم شود و كودكان نيز به جاي رفتن به مهدكودك ها زير سايه والدين خود پرورش يابند. مطلب ذيل به چند نمونه كار در خانه اشاره كرده كه به اتفاق مي خوانيم:
«مرديت كونا»، ساعتهاي متمادي به عنوان مدير كار مي كرد و چون در طول روز، موفق نمي شد دخترش را ببيند، در تمام اين سالها با گذاشتن پيامي روي در يخچال با وي ارتباط برقرار مي كرد. وي با خود عهد و پيمان بست كه ديگر اين معامله را با دختر پنج ساله اش تكرار نكند. وي خيلي زود از سمت خويش، روانكاو ارشد مركز پزشكي دانشگاه كاليفرنيا، كناره گيري كرد و به فكر پيداكردن كاري مناسب افتاد تا بتواند آن را درخانه انجام دهد. بخت با «مرديت»، يار بود. با مدير شركتي برخورد كرد و او از «مرديت» خواست تا به عنوان مسئول يك بنگاه كاريابي مشغول به كار شـود. طولي نكشيد كه «مرديت»، رئيس موسسه اي شد با شمار زيادي ارباب رجوع و فهرست مفصلي از آگهيهاي استخدام. نكته جالب اين بود كه حالا «مرديت» مي توانست درعين نظارت بر امور شركت، ناظر رشد دخترش هم باشد. «اندي» در ماشين كردن و دسته بندي نامه ها به مادرش ياري مي كرد. وي ارزش كــار شاق، ادب و بردباري را زودتر از بچه هاي ديگر فراگرفت. «مرديت» مي گويد: «كاركردن من در منزل، سبب شد كه من و «اندي» به هم نزديك تر شويم و گمان مي كنم به اندي كمك كرد تا شخصيتش هرچه سريع تر و نيكوتر شكل بگيرد. «جان»، همسر «مرديت» هم در اين باره با وي كاملاً هم عقيده است.
«برنت ونيترز»، كسي است كه يك موسسه اينترنت را در روستاي ژوبين اداره مي كند. اين موسسه در نزديكي خانه «ونيترز» واقع شده و سه كارمند در آن مشغول به كارند. وانگهي، دو نفر برنامـه ريز رايانه هم از راه دور با او همكاري مي كنند. اين نخستين شركت نـــــرم افزار در آن دوروبر بود و به تدريج هواخواهان فراواني يافت.
هرچند به «ونيترز» پيشنهاد شد تا كارش را در شهري بزرگ گسترش دهد، ولي وي نپذيرفت. موقعي كه دليل اين عملش را جويا شـــدنـــد، درحالي كه مشغول تماشاي جست و خيز دو پسرش بود، اظهار داشت: «من مي توانم با پسرانم بازي كنم و در عرض 30 ثانيه مجدداً به سركارم بازگردم. هر روز برايم امكان دارد كه با همسرم ناهار بخورم. خب، منظور بشر از تلاش و دوندگي، تنها آسايش خانواده است. ببينيد، بسياري از بچه ها از اين شانس برخوردار نيستند كه پدر و مادرشان هر دو در منزل كار كنند، ليكن بچه هاي من از اين امتياز برخــــوردارنــد. چرا از اين موقعيت بي نصيبشان سازم؟
«كاترا» و «ونيترز»، دو تن از چهارده ميليون آمريكايي اند كه از دشواريهاي اشتغال بيرون، به درون خانه پناه آورده اند. كارشناسان بر اين باورند كه عمده ترين استدلال آنان براي اين عمل آن است كه با چنين تصميمي، قادرند مدت زمان فزون تري را در كنار خــــــانـواده هايشان بسر برند. برپايه بررسيهاي «بنياد ملي صاحبان مشاغل زنان» افزون بر چهار پنجم اين گونه اشخاص، اصلاً تصميم ندارند كه اين وضعيت شغلي را دگرگون سازند. به گفته «شارون مهادري»، كارشناس ارشد سازمان يادشده: «ايشان كاركردن درخانه را به منزله بخشي از زندگي خـويش و يك راهكار درازمدت شغلي برگزيده اند». ولي به راستي چه عاملي باعث رشد فزاينده اشتياق مردم به كارهايي از اين دست مي گردد؟
«موري وايدن بام»، رئيس مركز پژوهشهاي شغلي آمريكا در دانشگاه واشنگتن را عقيده بر اين است كه: «فناوري نوين و دگرساني فرهنگ كار، علل اين امر شمرده مي شوند». رايانه هاي شخصي، شبكه اينترنت، تلفن و پيام نگار، پست الكترونيكي، امكان رقابت با كاركنان اداري را به صاحبان مشاغل خانگي مي دهد. مطابق بررسيهايي كه در سال 1996 به وسيله موسسه «بنياد ملي صاحبان مشاغل زنان» صورت گرفت، 73% كاركنان خانگي، رايانه شخصي دارند، 75% آنان مودم و 62% شان داراي دستگاه نمابر (فاكس) هستند، يك پنجم آنها خطوط تلفن پرداخت از مقصد دارند و نيمي از خطوط تلفن مكالمه چندنفره برخوردارند. ديگر كسي نيست كه از كاركردن در خانه اش خجالت بكشد.
«كاني كولتن»، خياط و سخنگوي مشاغل همگاني در سانتي كاليف، هم زمان با پرورش فرزندانش، كارگاه خياطي خانگي اش را هم گسترش داد. وي در اين مورد مي گويد: «من نوارهاي كاستي را كه بر رويشان سروصداي كارگاه خياطي ضبط شده بود، مي خريدم. در اين صورت مشتريانم نمي فهميدند كه من در خانه شخصي ام كار مي كنم. ليكن امروز ديگر دست به چنين عملي نمي زنم. كارگاه كنوني ام، پيامد سالها كار داخل خانه است.
ارزشهاي خانواده مرتباً درحال تغيير و تحول است، «ديانا هولمن»، يكي از مسئولان شركت «ومن ترند» در واشنگتن كه گرايشات ناصحيح زنان در اجتماع را موردبررسي قرار مي دهد، بر اين باورست بسياري از افرادي كه بين سالهاي 1965 تا 1981 چشم به جهان گشوده اند، مصممانه بر آن شده اند كه فرزندانشان را با روشي غير از شيوه تربيت خودشان، بارآورند. وي مي افزايد: «روزگار تنهاماندن بچه ها درخانه، ديگر پايان يافته است و درحال حاضر والدين، كارشان را به منازلشان انتقال داده اند. اين عمل آنها، گام موثري در ارتقا ذهني فرزندانشان محسوب مي گردد».
«آنتيابلر» در يك گردهمايي مربوط به زنان مي گويد: «با انجام كارهاي اداري در خانه، ما زندگيمان را بيشتر مهار مي كنيم و مي توانيم فرزندانمان را آنگونه كه خودمان مايليم، پرورش دهيم».
«سوزان پيس»، موسس يك دفتر ارتباط تصويري (گرافيك) پررونق مي گويد: «من كارم را تا موقعي كه پسرم كوين 12 ساله بود، به خانه منتقل كردم. با اين عمل، تدريجاً به وي آموختم كه چطور در زندگي مرد خوبي باشد. چنانچه در مكاني جز منزل، از ساعت 9 بامداد تا 17 كار مي كردم، قادر نبودم درس زندگاني به وي بياموزم. مؤدب بودن، سرموقع حضور يافتن، اشتباهات خويشتن را پذيرفتن، تصحيح خطاها و.... تمام اين موارد را كوين صرفاً از راه دقت در كاركردن من فراگرفت.
تاچندي پيش، بحران كار و خانواده، مشكل جديدي به نظر مي آمد، درحالي كه در قرن نوزدهم راه حل آن در آمريكا موجود بوده است. قبل از پيدايش امريكا اغلب مغازه ها و دفتر كارهاي اداري (حتي دفاتر حقوقي) جنب خانه يا در طبقه نخست آن داير مي شدند. عموماً مغازه ها در طبقه زيرين خانه، در نزديكي خانواده واقع بودند.
بدين ترتيب افراد خانواده مي توانستند ساعات بيشتري را در كنار هم بگذرانند. براي خيلي از پدران ومادراني كه كاركردن در خانه را برگزيده اند، امروزه اين آيين باستاني، جاذبه ويژه اي دارد.
«كارن» تا چند سال پيش، يك معلم مدرسه بود كه تابستانها در يك شركت توليد لوازم آرايش فعاليت داشت. درهمين شركت بود كه براي نخستين بار با «كتي» آشنا گرديد. آن دو خيلي زود با همديگر از در دوستي درآمدند و تصميم عظيمي گرفتند. در 1991 آنان يك دفتر بازاريابي تلفني خاص فروشگاههاي لوازم آرايشي بنيــــاد نهادند. هريك، اتاقهايي از خانه شان را همچون مهدكودكي كوچك، مرتب كردند. برخي روزها، «كتي» بچه هايش را به منزل «كارن» مي برد. چهار سال بعد فروش ساليانه ايشان از مرز يك ميليون دلار فراتر رفت. آنها تدريجاً كارشان را گسترش دادند و مادران جواني مانند خودشان را كه ميل داشتند داخل خانه هايشان به كار پردازند، به كار گماردند. تمام خانه ها توسط خطوط الكترونيكي به هم وصل بودند و يك مركز تلفن واقعي را ايجاد كردند. اندك اندك شمار كاركنان به 37 تن رسيد و درضمن فروش سالانه شان به 10 ميليون دلار بالغ شد. تا سال 1997، «كتي» و «كارن»، خانه اي در مجاورت خودشان اجاره كردند و آن را به اداره اي بدل ساختند. «تام» و «هيلتون»، همسران كتي و كارن از سمت تمام وقتشان كناره گرفتند و به اتفاق كارن و كتي در منزل به كار پرداختند. كتي اظهار مي دارد: «از اينكه در تمامي اين سالها در جوار فرزندانم بودم، برايم بسي ارزنده است. مشاهده كاركردن من هم براي آنها ارزشمندست. زيرا كارآمدترشان كرده است». كارن هم مي گويد: «به ياد بسپاريد كه فرزندان ما، مهمترين ميراثمان شمرده مي شوند».
«سوزان وارن» كه مؤلف دفترچه هاي راهنماي فني براي شركتهاي رايانه اي است در خانه اش مشغول كارست. او اعتقاد دارد اين كار به همه چيز مي ارزد. ديگر وقتش را در مسير خانه و محل كار تلف نمي كند و مي تواند مـــدت زمـان بيشتري را در كنار دختر سه ساله اش سپري سازد. به قول او: «چنانچه رخدادي، روي بدهد، به عنوان مثال فردي از اعضـــــاي خانواده ام بيمار گردد، آن وقت مي توانم به سادگي به آن رسيدگي كنم. چرا هفته اي افزون بر چهل ساعت براي كس ديگري كار كنم در حالي كه مي توانم شغل شخصي داشته و از حق انتخاب برخوردار باشم آن هم درست زماني كه دخترم به من نياز دارد؟! بدون ترديد كاركردن در خانه چندان ساده نيست لكن امروزه عده زيادي از شهروندان آمريكايي اين موضوع را از خود مي پرسند و به كاركنان خانگي اضافه مي شوند».
پيشرفت در حوزه تكنولوژي هاي نوين ارتباطي باعث شده كه امكان انتقال محيط كار به خانه فراهم شود و كودكان نيز به جاي رفتن به مهدكودك ها زير سايه والدين خود پرورش يابند. مطلب ذيل به چند نمونه كار در خانه اشاره كرده كه به اتفاق مي خوانيم:
«مرديت كونا»، ساعتهاي متمادي به عنوان مدير كار مي كرد و چون در طول روز، موفق نمي شد دخترش را ببيند، در تمام اين سالها با گذاشتن پيامي روي در يخچال با وي ارتباط برقرار مي كرد. وي با خود عهد و پيمان بست كه ديگر اين معامله را با دختر پنج ساله اش تكرار نكند. وي خيلي زود از سمت خويش، روانكاو ارشد مركز پزشكي دانشگاه كاليفرنيا، كناره گيري كرد و به فكر پيداكردن كاري مناسب افتاد تا بتواند آن را درخانه انجام دهد. بخت با «مرديت»، يار بود. با مدير شركتي برخورد كرد و او از «مرديت» خواست تا به عنوان مسئول يك بنگاه كاريابي مشغول به كار شـود. طولي نكشيد كه «مرديت»، رئيس موسسه اي شد با شمار زيادي ارباب رجوع و فهرست مفصلي از آگهيهاي استخدام. نكته جالب اين بود كه حالا «مرديت» مي توانست درعين نظارت بر امور شركت، ناظر رشد دخترش هم باشد. «اندي» در ماشين كردن و دسته بندي نامه ها به مادرش ياري مي كرد. وي ارزش كــار شاق، ادب و بردباري را زودتر از بچه هاي ديگر فراگرفت. «مرديت» مي گويد: «كاركردن من در منزل، سبب شد كه من و «اندي» به هم نزديك تر شويم و گمان مي كنم به اندي كمك كرد تا شخصيتش هرچه سريع تر و نيكوتر شكل بگيرد. «جان»، همسر «مرديت» هم در اين باره با وي كاملاً هم عقيده است.
«برنت ونيترز»، كسي است كه يك موسسه اينترنت را در روستاي ژوبين اداره مي كند. اين موسسه در نزديكي خانه «ونيترز» واقع شده و سه كارمند در آن مشغول به كارند. وانگهي، دو نفر برنامـه ريز رايانه هم از راه دور با او همكاري مي كنند. اين نخستين شركت نـــــرم افزار در آن دوروبر بود و به تدريج هواخواهان فراواني يافت.
هرچند به «ونيترز» پيشنهاد شد تا كارش را در شهري بزرگ گسترش دهد، ولي وي نپذيرفت. موقعي كه دليل اين عملش را جويا شـــدنـــد، درحالي كه مشغول تماشاي جست و خيز دو پسرش بود، اظهار داشت: «من مي توانم با پسرانم بازي كنم و در عرض 30 ثانيه مجدداً به سركارم بازگردم. هر روز برايم امكان دارد كه با همسرم ناهار بخورم. خب، منظور بشر از تلاش و دوندگي، تنها آسايش خانواده است. ببينيد، بسياري از بچه ها از اين شانس برخوردار نيستند كه پدر و مادرشان هر دو در منزل كار كنند، ليكن بچه هاي من از اين امتياز برخــــوردارنــد. چرا از اين موقعيت بي نصيبشان سازم؟
«كاترا» و «ونيترز»، دو تن از چهارده ميليون آمريكايي اند كه از دشواريهاي اشتغال بيرون، به درون خانه پناه آورده اند. كارشناسان بر اين باورند كه عمده ترين استدلال آنان براي اين عمل آن است كه با چنين تصميمي، قادرند مدت زمان فزون تري را در كنار خــــــانـواده هايشان بسر برند. برپايه بررسيهاي «بنياد ملي صاحبان مشاغل زنان» افزون بر چهار پنجم اين گونه اشخاص، اصلاً تصميم ندارند كه اين وضعيت شغلي را دگرگون سازند. به گفته «شارون مهادري»، كارشناس ارشد سازمان يادشده: «ايشان كاركردن درخانه را به منزله بخشي از زندگي خـويش و يك راهكار درازمدت شغلي برگزيده اند». ولي به راستي چه عاملي باعث رشد فزاينده اشتياق مردم به كارهايي از اين دست مي گردد؟
«موري وايدن بام»، رئيس مركز پژوهشهاي شغلي آمريكا در دانشگاه واشنگتن را عقيده بر اين است كه: «فناوري نوين و دگرساني فرهنگ كار، علل اين امر شمرده مي شوند». رايانه هاي شخصي، شبكه اينترنت، تلفن و پيام نگار، پست الكترونيكي، امكان رقابت با كاركنان اداري را به صاحبان مشاغل خانگي مي دهد. مطابق بررسيهايي كه در سال 1996 به وسيله موسسه «بنياد ملي صاحبان مشاغل زنان» صورت گرفت، 73% كاركنان خانگي، رايانه شخصي دارند، 75% آنان مودم و 62% شان داراي دستگاه نمابر (فاكس) هستند، يك پنجم آنها خطوط تلفن پرداخت از مقصد دارند و نيمي از خطوط تلفن مكالمه چندنفره برخوردارند. ديگر كسي نيست كه از كاركردن در خانه اش خجالت بكشد.
«كاني كولتن»، خياط و سخنگوي مشاغل همگاني در سانتي كاليف، هم زمان با پرورش فرزندانش، كارگاه خياطي خانگي اش را هم گسترش داد. وي در اين مورد مي گويد: «من نوارهاي كاستي را كه بر رويشان سروصداي كارگاه خياطي ضبط شده بود، مي خريدم. در اين صورت مشتريانم نمي فهميدند كه من در خانه شخصي ام كار مي كنم. ليكن امروز ديگر دست به چنين عملي نمي زنم. كارگاه كنوني ام، پيامد سالها كار داخل خانه است.
ارزشهاي خانواده مرتباً درحال تغيير و تحول است، «ديانا هولمن»، يكي از مسئولان شركت «ومن ترند» در واشنگتن كه گرايشات ناصحيح زنان در اجتماع را موردبررسي قرار مي دهد، بر اين باورست بسياري از افرادي كه بين سالهاي 1965 تا 1981 چشم به جهان گشوده اند، مصممانه بر آن شده اند كه فرزندانشان را با روشي غير از شيوه تربيت خودشان، بارآورند. وي مي افزايد: «روزگار تنهاماندن بچه ها درخانه، ديگر پايان يافته است و درحال حاضر والدين، كارشان را به منازلشان انتقال داده اند. اين عمل آنها، گام موثري در ارتقا ذهني فرزندانشان محسوب مي گردد».
«آنتيابلر» در يك گردهمايي مربوط به زنان مي گويد: «با انجام كارهاي اداري در خانه، ما زندگيمان را بيشتر مهار مي كنيم و مي توانيم فرزندانمان را آنگونه كه خودمان مايليم، پرورش دهيم».
«سوزان پيس»، موسس يك دفتر ارتباط تصويري (گرافيك) پررونق مي گويد: «من كارم را تا موقعي كه پسرم كوين 12 ساله بود، به خانه منتقل كردم. با اين عمل، تدريجاً به وي آموختم كه چطور در زندگي مرد خوبي باشد. چنانچه در مكاني جز منزل، از ساعت 9 بامداد تا 17 كار مي كردم، قادر نبودم درس زندگاني به وي بياموزم. مؤدب بودن، سرموقع حضور يافتن، اشتباهات خويشتن را پذيرفتن، تصحيح خطاها و.... تمام اين موارد را كوين صرفاً از راه دقت در كاركردن من فراگرفت.
تاچندي پيش، بحران كار و خانواده، مشكل جديدي به نظر مي آمد، درحالي كه در قرن نوزدهم راه حل آن در آمريكا موجود بوده است. قبل از پيدايش امريكا اغلب مغازه ها و دفتر كارهاي اداري (حتي دفاتر حقوقي) جنب خانه يا در طبقه نخست آن داير مي شدند. عموماً مغازه ها در طبقه زيرين خانه، در نزديكي خانواده واقع بودند.
بدين ترتيب افراد خانواده مي توانستند ساعات بيشتري را در كنار هم بگذرانند. براي خيلي از پدران ومادراني كه كاركردن در خانه را برگزيده اند، امروزه اين آيين باستاني، جاذبه ويژه اي دارد.
«كارن» تا چند سال پيش، يك معلم مدرسه بود كه تابستانها در يك شركت توليد لوازم آرايش فعاليت داشت. درهمين شركت بود كه براي نخستين بار با «كتي» آشنا گرديد. آن دو خيلي زود با همديگر از در دوستي درآمدند و تصميم عظيمي گرفتند. در 1991 آنان يك دفتر بازاريابي تلفني خاص فروشگاههاي لوازم آرايشي بنيــــاد نهادند. هريك، اتاقهايي از خانه شان را همچون مهدكودكي كوچك، مرتب كردند. برخي روزها، «كتي» بچه هايش را به منزل «كارن» مي برد. چهار سال بعد فروش ساليانه ايشان از مرز يك ميليون دلار فراتر رفت. آنها تدريجاً كارشان را گسترش دادند و مادران جواني مانند خودشان را كه ميل داشتند داخل خانه هايشان به كار پردازند، به كار گماردند. تمام خانه ها توسط خطوط الكترونيكي به هم وصل بودند و يك مركز تلفن واقعي را ايجاد كردند. اندك اندك شمار كاركنان به 37 تن رسيد و درضمن فروش سالانه شان به 10 ميليون دلار بالغ شد. تا سال 1997، «كتي» و «كارن»، خانه اي در مجاورت خودشان اجاره كردند و آن را به اداره اي بدل ساختند. «تام» و «هيلتون»، همسران كتي و كارن از سمت تمام وقتشان كناره گرفتند و به اتفاق كارن و كتي در منزل به كار پرداختند. كتي اظهار مي دارد: «از اينكه در تمامي اين سالها در جوار فرزندانم بودم، برايم بسي ارزنده است. مشاهده كاركردن من هم براي آنها ارزشمندست. زيرا كارآمدترشان كرده است». كارن هم مي گويد: «به ياد بسپاريد كه فرزندان ما، مهمترين ميراثمان شمرده مي شوند».
«سوزان وارن» كه مؤلف دفترچه هاي راهنماي فني براي شركتهاي رايانه اي است در خانه اش مشغول كارست. او اعتقاد دارد اين كار به همه چيز مي ارزد. ديگر وقتش را در مسير خانه و محل كار تلف نمي كند و مي تواند مـــدت زمـان بيشتري را در كنار دختر سه ساله اش سپري سازد. به قول او: «چنانچه رخدادي، روي بدهد، به عنوان مثال فردي از اعضـــــاي خانواده ام بيمار گردد، آن وقت مي توانم به سادگي به آن رسيدگي كنم. چرا هفته اي افزون بر چهل ساعت براي كس ديگري كار كنم در حالي كه مي توانم شغل شخصي داشته و از حق انتخاب برخوردار باشم آن هم درست زماني كه دخترم به من نياز دارد؟! بدون ترديد كاركردن در خانه چندان ساده نيست لكن امروزه عده زيادي از شهروندان آمريكايي اين موضوع را از خود مي پرسند و به كاركنان خانگي اضافه مي شوند».
منبع: READER’S DIGEST
مترجم: امير
ديواني
ارسال در تاريخ 2009/12/25 توسط بابک سپاس مقدم
