ولي جوكار افشار
هر محيط كار داراي اجزايي است كه به اعتباري مي توان در دودسته ثابت و متغير قرار داد:
1 - اجزاي ثابت محيط كار كه در يك برش زماني نسبتاً ثابتند؛ مثل مدير، مرئوسين، كارهاي روزمره و تجهيزات محيط كار؛
2 - اجزاي متغير محيط كار كه دائم در حال تغيير، نوسان و تكاملند؛ مثل: بــــازدهي، بهــره وري در كار، ميزان رضايت بخشي كار از ديد مرئوسين و فضاي بين مدير و مرئوس.
تعريف فضاي بين مدير و مرئوس: فضايي كه مملو از تلقيات، برداشتها و عقايد جهت دهنده مرئوسين است نسبت به مدير كه با راهبردها و خلاقيت مدير هدايت مي شود و در عمل بر عملكرد موثر است. اشاره شد كه فضاي بين مدير و مرئوس از اجزاي متغير محيط كاري است. بنابراين، در محيط كاري پس از اينكه مرئوسين گزينش و جذب شدند و مديري براي هر موقعيت منصوب شد و يا اينكه در يك محيط كاري ديرپا كه مثلاً تغيير در مديريت داريم و يا تغيير در مرئوسين (به هر دليل) فضاي بين مدير و مرئوس به موازات تغييرات در مديريت و مرئوسين متولد مي شود و يك مدير وارد فاز هدايت فضاي كاري مي شود.

اين جمله شايد مهمترين مطلب در هدايت فضاهاي نامرئي بين مدير و مرئوس باشد:
قبل از اينكه پرداختهاي ثابت ذهني فضاي بين مدير و مرئوس را هدايت كند بكوشيم تا با هدايت پندارهاي ذهني نسبت به مدير و محيط كار فضاي بين مدير و مرئوس را هدايت كنيم.
لذا زماني كه فردي مديريت يك موقعيت را برعهده مي گيرد بايد بينش و توجه كافي نسبت به اين موضوع داشته باشد كه از همان زمان كه نام وي براي تصدي موقعيتي در نزد كاركنان مطرح مي شود، پندارهاي ذهني مرئوسين نسبت به مدير شروع به فعــــاليت مي كند. البته بعضي از عوامل بيروني (خارج از حيطه مدير) نيز مي توانند پندارهاي ذهني را تحت تاثير قرار دهند. مثل رفتار مديريت قبلي در يك موقعيت كه ناخودآگاه در ذهن مرئوسين پرداختها و تلقيات ذهني ثبت شده در خصوص همه مديران ايجاد كرده است. لذا مدير بايد با درايت و با بهره گيري از اطلاعاتي در مورد خصوصيات زيردستان و ايده آل ها و انتظارهاي آنان و درك صحيح از قضاوت مرئوسين نسبت به مدير، فرماندهي آفريدن فضاي بين مدير و مرئوس و هدايت آن را برعهده بگيرد. جاي ترديد نيست كه هدايت فضاي بين مدير و مرئوس داراي يك روند مستمر و دائمي است و برخلاف بي توجهي ها و اشتباهات بعضي از مديران كه فقط در اوايل مديريتشان سعي در ذهنيت سازي (پرداخت ذهني مرئوسين) دارند و بعد از گذشت مدت كوتاهي با رفتارشان پرداختهاي ذهني مرئوسين را متلاشي مي كنند، هيچ گاه نبايد به ديد يك امر موقت به آن نگريست. همچنين فضاي بين مدير و مرئوسين در درون يك دريچه هدايت نمي شود و فضايي به وسعت ارتباطات حسي، ذهني، كلامي، كاري و غيرمستقيم دو طرف دارد.
اما چه عواملي مي توانند احتمالاً در هدايت فضاي بين مدير و مرئوس مهم و موثر باشند:
1 - اولين نكته و مهمترين مطلب در هدايت و آفريدن فضاي مطلوب بين مدير و مرئوسين اين است كه مدير بايد از يك نيت صادقانه و خيرخواهانه برخوردار باشد كه منتهي به رفتاري صميمي و بي آلايشي مي شود. چرا كه نقش بازي كردن و استفاده از ترفندهاي رفتاري براي مغلوب كردن ذهن مرئوسين دوام زيادي نمي آورد و پس از مدت كوتاهي شخصيت مدير آنگونه كه هست شناسايي مي شود؛ در نتيجه فضاي نامرئي بين مدير و مرئوس در جهتي كه واقعاً بايد باشد تغيير مي كند.
2 - دومين مطلب داشتن بينشي وسيع، ذهن تحليلگر و هوشيار و موقعيت سنج و عاري از خطاهاي رفتاري براي هر لحظه از مديريت مدير است.
3 - هر مدير در آغاز مديريت خود در هر مجموعه اي بايد تا حد ممكن به شناسايي به موقعيت كاري و شخصيت ورفتار مرئوسين بپردازد و استراتژي رفتار مديريت خود را با موقعيت منطبق سازد.
4 - ممكن است جرياني از خارج يا درون محيط كار، فضاي بين مدير و مرئوس را مخدوش كند. اولين وظيفه هر مدير حفظ آرامش در خود و انتقال آن به مرئوسين است.
5 - ممكن است شكل برخورد يا كارانه بعضي از افراد مدير را سردر گم كند. در اين وضعيت مدير بايد مراقب باشد تا در ترفند چاپلوسي و تملق مرئوسين نيفتد؛ در غير اين صورت هدايت فضاي بين مدير و مرئوس دچار نوسان و انحراف خواهد شد.
6 - بايد همواره فضاي بين مدير و مرئوس در مسير مثبت و پيش بيني پذير و با حفظ جريان فضا هدايت شود و با تغيير نوع رابطه بين مدير و مرئوس (مثلاً خودماني شدن بيش از حد مرئوسين با مدير) فاصله فضاي بين مدير و مرئوس از بين نرود.