|
مدیریت منابع انسانی Babak Sepasmoqadam`s Blog About Human Resource Management Profession
| ||
|
نويسنده : كرماني، بهناز سال انتشار : 1388 چكيده يكي از مشكلات سازمانهاي امروزي، حضورحاضرغايب است. افرادي كه توان روحي و جسمي انجام كار را از دست دادهاند، كمتر بكار گرفته شدهاند، مورد بياعتنايي و قدرناشناسي قرارگرفته و نامرئي شدهاند. علاوه بر عدم استفاده از مزاياي بيشمار وجود آنان، سازمان هزينههايي را متحمل ميشود. اهميت اين مسئله در بخش سلامت كه نيروي انساني سنگ بناي اصلي آنست، فزوني مييابد. لذا مقاله حاضر تاثير بكارگيري كاركنان نامرئي در امور سازمان را در استفاده مناسب از منابع بخش سلامت بررسي مينمايد. 1- مقدمه لذا کارفرمايان پيشرو در مواجهه با فشارهاي محيط رقابتي جديد ميکوشند تا حتيالمقدور استعداد نيروهاي انساني خود را به طور کامل شکوفا سازند. بازتاب اين تلاش در شعارهايي نظير «نيروي انساني مهمترين سرمايه سازمان است» و «کارکنان ما، مهمترين وجه تمايز اين سازمان از ساير سازمانها به شمار ميآيند» ملاحظه ميشود. موفقيت هر سازماني بستگي به تخصيص، به کارگيري مناسب ابزار، تجهيزات، پول، مواد خام و منابع انساني آن سازمان در برنامههاي آن دارد و اين امر در صورتي امکانپذير خواهد بود که اين سازمانها بتوانند مهارتها، تواناييها و خصوصيات فردي و جمعي کارمندان خود را در راستاي اهداف سازمان به کار گيرند زيرا يكي از مشكلات سازمانهاي امروزي حضور، حاضرٍ غايب است؛ افرادي كه توان روحي و جسمي انجام كار را از دست دادهاند كمتر به كار گرفته شدهاند، مورد بياعتنايي و قدر ناشناسي قرار گرفته و نامریی شدهاند که علاوه بر عدم استفاده از مزاياي بيشمار وجود آنان، سازمان هزينههايي را متحمل ميشود. تحقيقات انجام شده نيز، در زمينه منابع انساني بيشتر به عواملي همچون بهرهوري (زارع، 1386)، رضايت شغلي (چن، 2006)، تعهد سازماني (صباغيان راد، 1385)، فرهنگ سازماني (حسيني کاشاني، 1385)، تعهد شغلي (مک کورميک، 2000)، استرس شغلي (مکنجي، 2004)، سبک رهبري (سلطان حسيني، 1382) و ... پرداختهاند و در مورد هزينهها و کاهش آنها نيز بيشتر به مسایل مالي توجه دارند. در صورتي که توجه به نامریي نشدن کارکنان احتمالاً مقدم بر اين ويژگيهاست و بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد؛ زيرا انسان منبعي است که هزينههاي معيني صرف ميکند؛ ولي مساله در استفاده بهينه و موثر از اين هزينه است و برد با کساني است که ارزش اين نيروي منحصر به فرد، شايستگي اساسي و مزيت رقابتي پايدار را بدانند و آن را ناديده نگيرند. يکي از ارکان اصلي موفقيت، اعضاي سازمان هستند. سازمانهايي عايد سود ميشوند که بتوانند در کارکنان خود انگيزه ايجاد کنند، به حرفهاي آنان گوش دهند و موجبات رضايت آنان را فراهم آورند. از آنجا که به اين زاويه از کار کارکنان و سازمانها توجه چنداني نشده است و رابطه بين کارکنان نامریي و هزينههاي سازماني ناديده گرفته شده است و سنگ بناي اصلي بخش سلامت، نيروي انساني است، اهميت اين رابطه فزوني مييابد لذا مقاله حاضر تاثير بکارگيري کارکنان نامریي در امور سازمان را در استفاده مناسب از منابع بخش سلامت بررسي مينمايد. 2- اهميت منابع انساني بويژه در بخش سلامت ايجاد ارزش براي مشتري «کارکنان ارزشمندترين دارايي ما هستند» زيرا ميتوانند با برخورد مناسب، مثبت و در جهت اهداف سازمان و يا در صورت عدم هدايت، در خلاف جهت اهداف سازمان گام بردارند. از اين رو شناخت رفتار نيروي انساني در مديريت اهميت ويژهاي دارد. البته اين شناخت و نگهداري از منابع انساني صرفاً نگهداشتن افراد در سازمان نيست بلکه جوش دادن آنها با سازمان و ايجاد همبستگي متقابل فرد و سازمان است. چه بسا افرادي که سالها در سازمان ميمانند ولي عامل ماندن آنها اجبار است و در اين صورت نه تنها باري از دوش سازمان برنميدارند بلکه اگر فرصت پيدا کنند بار سنگيني بر دوش سازمان ميگذارند. توسعه بخشهاي اقتصادي و اجتماعي کشورها با کمک نيروهاي انساني کارآمد و کارآفرين که بتوانند معضلات را حل کرده و بر موانع غلبه کنند و راهگشا و پيشرو باشند، ميسر ميشود. نيروي انساني فرهيخته، ماهر، بااخلاص و درستکار، اهرم رشد و توسعه ملي است. اکنون کشورهاي در حال توسعه با توجه به تمام مشکلات سرمايهگذاري در نيروي انساني پي بردهاند که علت عقبماندگي آنها تنها کمبود سرمايه فيزيکي نيست، بلکه کمبود سرمايههاي انساني مانند مهارت علمي پژوهشي، فني و حرفهاي، نيز عامل مهمي در توسعه اقتصادي است؛ زيرا کمبود منابع سرمايه انساني به کاهش ظرفيتها و توانمنديهای اقتصادي منجر ميشود. بخش بهداشت و درمان که در واقع حافظ و پشتيبان تندرستي و بهداشت جسماني و رواني نيروي انساني است، خود بيش از ساير بخشها به اين نيرو متکي است. نيروي انساني آموزش يافته و کاردان، نقش اصلي را در عرضه خدمات بهداشتي درماني داراست. اما در نظام سلامت، نيروي انساني سنگ بناي هر سيستم بهداشت است، و کشورها هرگز نميتوانند به سطحي از بهداشت که ضامن سلامت مردم براي زندگي پربار باشد، دست يابند مگر آنکه شيوههاي توسعه نيروي انساني آنان متناسب با نيازهاي مردم و شرايط اجتماعي باشد لذا مديران ميتوانند با بکارگيري موثر کارکنان در راستاي حل مشکلات عديده نظام سلامت گام بردارند. برخي از اين مشکلات عبارتند از: گرايش در خصوص اصلاح نظام سلامت با محوريت بازار، اهميت كارايي و اثربخشي، فشار بر تحديد هزينه، فرآيند تخصصگرايي، افزايش انتظارات مردم، افزايش شتابنده هزينهها، تغيير الگوي بيماريها ، توسعه تكنولوژي پزشكي و گرايش از خدمات بستري به سرپایی و مراقبت در منزل، ضعف در سياستگذاري، نارسايي ساختار سازمان، چالش مديريت منابع انساني و تامين منابع مالي، ضعف مديريت دانش و اطلاعات سازماني، غفلت از شنيدن صداي مشتري و نارضايتي مردم از ارایه خدمات، طولاني شدن پروسههاي تصميمگيري، ناکارآمدي نظام پرداخت و نظارت به پرسنل و خدمات بيمارستاني، غفلت از ابزارهاي علمي مديريت و نقش دانشآموختگان اين رشته، نياز به كارآمد نمودن سيستم سلامت كشور در پاسخ به نيازهاي مجروحين با توجه به رشد فزاينده حوادث و سوانح و ... لذا بکارگيري موثر کارکنان بخش سلامت در راستاي دستيابي به اهداف و توليد محصولي به نام «حفظ، بازگشت و ارتقای سلامت انسانها» اهميت ويژهاي پيدا ميکند. 3- کارکنان نامریی تعداد كاركنان سختكوش در سازمانهاي بسيار موفق، نه برابر سازمانهاي ناموفق است. بعضي از سازمانها كه عملكرد كاركنانشان بيست درصد بيشتر از سايرين است، به دليل پرداخت دستمزد يا مزاياي بيشتر به اين مهم نرسيدهاند، بلكه آنها اجازه دادهاند كاركنانشان بدانند چه اهميتي در موفقيت سازمان دارند، فرصت مشاركت به آنها دادهاند، و به آنها كمك كردهاند به ارزش و اعتبار سازمان خود ايمان داشته باشند. دلبستگي كاركنان نه تنها براي ايجاد نيروي كاري با عملكرد برتر، حياتي است بلكه براي شركتهايي كه نگران كمبود نيروي كار در بازار هستند، براي دفاع در برابر فرسايش ضروري است. اما سازمانهاي امروزي با بحراني به نام كاركنان نامریي يا حضور، حاضرٍ غايب مواجهند. به آساني ميتوان غايبها را مشخص كرد ولي حاضران غايب، افرادي هستند كه هر روز در محل كار خود حاضرند ولي ذهن و توجه ايشان جاي ديگري است. ايشان در محل كار حاضرند، ولي تواناييهاي ذهني و جسمي ايشان در اثر مسایل خانه يا اغلب در مواردي كه بيش از اندازه به مشكلات محيط كار مربوط است دچار محدوديت شده است. آنها توان روحي و يا جسمي مورد نياز براي انجام كار را از دست دادهاند، يا اينكه كمتر به كار گرفته شدهاند و يا به راحتي مورد بياعتنايي قرار گرفتهاند. كاركنان نامریي با روشهاي خود از قبيل پنهان ماندن در حاشيه، رفع تكليف، شكايت از اين و آن و انتقال اين تكنيكها به كاركنان جديد با احساس ناديده گرفته شدن، بياعتنايي و قدر ناشناسي به مقابله ميپردازند. ويني ايچ برونتي در كتاب خود با عنوان «دستيابي به مديريت كيفيت» مينويسد: بزرگترين پاداشي كه ميتوانيد به كاركنانتان بدهيد اين است كه واقعاً به نظراتشان توجه كنيد و قدر تعهد و مشاركت ايشان را بدانيد زيرا كاركنان براي كساني كه همانند انسان به ايشان توجه كنند، بيشتر تلاش ميكنند. اما نكته غمانگيز اين است كه بيشتر رهبران سازمان در حالي كه خواستههاي افراد مافوق خود را كاملاً مورد توجه قرار ميدهند، به شرايط ناسالم محيط كار كاركنانشان هيچ توجهي ندارند. بر اساس يكي از مطالعات سال 2003، تعداد 90 درصد از كاركنان اظهار داشتهاند كه ميخواهند مافوقهايشان به تلاشهايشان توجه كنند و قبل از اينكه نسبت به سازمانشان احساس تعهد كنند، قدرشناسي از آنها و پاداششان را بهبود دهند. 4- ترك كار كاركنان گران است. 5- راههاي مقابله و ايجاد تعهد و مشاركت براي دستيابي به اهداف در سودآوري، رشد، رضايت مشتري و نوآوري بايد كاركنان بامسئوليت و متعهد داشته باشيم که نسبت به آنچه كه انجام ميدهند، احساس خوبي داشته باشند، بايد بتوانند به رهبر و مدير سازمان كه به دستاوردهاي آنها توجه ميكند و قدرشناس زحماتشان است، اعتماد كنند. رهبران كارآمد، با جلب مشاركت كاركنان براي يافتن راهي براي كسب بهترين نتيجه از کارکنان، بايد طرز فکر قديميشان را تغيير بدهند. رهبران بزرگ نه سيستمها، نه فرآيندها، نه تكنولوژي و نه وظايف را رهبري ميكنند، بلکه آنها انسانها را رهبري ميكنند. در صورت نقص در هر كدام از اين موارد، همگي را میتوان جايگزين کرد ولي انسانها را نميتوان جايگزين كرد. کارکناني که ديده ميشوند به طور منظم: بهرهوري فردي خود را افزايش ميدهند. به باور بسياري از افراد، رهبري زياد به فنون تجارت يا اقدامات مديريتي مربوط نيست و اشتباه در آنجاست كه مديريت فقط به عنوان توانايي خرد كردن ارقام و اداره پروژههاي پيچيده و تشكيل فلوچارت، معرفي شده و در آموزشهاي رهبري به همه چيز تاکيده شده جز قدرداني اما همانند بيشتر مهارتها، قدرداني از ديگران را نيز بايد آموخت. رهبري نتيجه طبيعي ارتباط صميمي و احترام دو جانبه بين كاركنان و سرپرستانشان است، ارتباطي كه قدرداني صميمي و دایمي را شامل ميشود. اين نوع ارتباط، نتايج دایمي بلندمدتي را ايجاد خواهد كرد. اگر رفتارهاي درست را تقويت نكنيم، اگر براي قدرداني برنامهاي نداشته باشيم و اگر براي به اجرا درآوردن پيشنهادات كاركنان طرحي نداشته باشيم، نميتوان انتظار داشت كه بتوانيم كسب و كار خود را متحول كنيم؟ اگر هم بتوانيم، نتيجه پايدار نخواهد بود. 7- روشهاي پيشگيري از نامریي شدن کارکنان بسيار مهم است كه به عنوان يك رهبر به ياد داشته باشيد كه تحسين و تمجيد ويژه و مكرر، به مفهوم بخش مبهم و پرشور زندگي نيست، بلكه يكي از بخشهاي ضروري رهبري است. تحسين ويژه و مكرر يكي از عناصر اساسي ايجاد محيط كار عالي است. طبق مطالعات ميانگين ميزان ترك كار كاركناني كه استراتژي اعطاي پاداش به آنها مشخص است، 13 درصد از سازمانهايي كه اين گونه برنامهها در آنها به خوبي تبيين نشدهاند، كمتر است. تعريف و تمجيد سبب خواهد شد كه شما و كاركنانتان، هميشه بهترين را انجام دهيد. مانع پول را رفع كنيد؛ به جاي پرداخت پول نقد، پاداشها را بر اقلام ملموس متمركز كنيد. جوايز بزرگ، خاطرات چگونگي به دست آوردن آنها و اين كه چه كسي آنها را اعطا كرده و اين كه به واسطه دستيابي به كدام يك از اهداف كسب و كار نایل به دريافت آن شدهاند را يادآور خواهد شد و بر خلاف پول نقد، اين اطلاعات هرگز از دست نميروند. قدرداني بايد دقيق و مشخص باشد؛ درباره دستاوردهاي هر يك از كاركنان صحبت كنيد تا كسي احساس نامریي بودن نكند. قدرداني را در جمع انجام دهيد؛ مدير عمليات شركت بيمهاي «وست فيلد» ميگويد: «درست پس از مراسم قدرداني، افزايش بهرهوري و افزايش تلاش و ارایه ايده توسط كاركنان را ملاحظه خواهيد كرد». ما كاركنانمان را تشويق ميكنيم تا وقتي از دفاتر خود خارج ميشوند، كار متفاوتي را انجام دهند و از اين طريق شركت را متمايز كنند در حقيقت مراسم موثر و اعطاي جوايز بر درك كلي شركت توسط كاركنان تاثير ميگذارد. مطمئن شويد كه قدرداني مناسب است؛ هنگام قدرداني نميتوان براي همه يكسان عمل كرد. وظيفه مديران است كه كاركنان را خوب بشناسند و دريابند كه با توجه به علایق، نيازها و ترجيحات افراد چه چيزي برايشان ارزشمند است، چه چيزي سبب ميشود كه احساس اهميت كنند يا به كاركنان امكان انتخاب چيزي را بدهند كه اثرات عالي در برداشته باشد. البته براي همه، يك راه حل مشترك وجود ندارد. ميتوان كاركنان را با پرداختي سريع تحت تاثير قرار داد ولي با وجود اين كه فيش حقوق سبب ميشود كه كاركنان خود را در كار نشان دهند، ولي هرگز تعهد و مشاركت بلندمدت ايشان را به همراه نخواهد داشت. دفعات اعطاي جوايز را افزايش دهيد؛ در صورتي كه قدرداني تكرار شود، بيشترين تاثير را خواهد داشت و اگر بلافاصله پس از موفقيت صورت گيرد، اثرات بيشتري خواهد داشت. جوايز غير رسمي يا روزانه، روش خوبي براي افزايش تكرار سپاسگزاريها است. اين گونه جوايز نسبت به جوايز رسمي، كم هزينهتر و به موقعترند و بر اين اساس اگر اين كار به درستي انجام گيرد، ميتوان آنها را به عنوان اثربخشترين لحظات قدرداني در نظر گرفت. 8- يافتهها و بحث منابع انساني مریي و متعهد به عنوان بزرگترين سرمايه ميتواند تضمينکننده موفقيت، حيات و کمال آن گردد. بويژه در بخش سلامت که حافظ سلامت جسمي و رواني نيروي انساني است و بيش از ساير بخشها به اين نيرو متکي است. نيروي انساني مریي ميتواند بيش از هزينهاي كه صرف تربيت، تجهيز و آموزش او شده، براي سازمان فايده، ارزش و ثروت به همراه آورد، معضلات را با اتخاذ تصميمات صحيح و به موقع حل کرده، بر موانع غلبه کند و راهگشا و پيشرو باشد اما نيروي نامریي و غير متعهد، ميتواند با تصميمات و اعمال غلط، بر دشواريها، هزينهها و زيانهاي سازمان بيافزايد لذا بايد با عامل انساني در نهايت عزت و احترام برخورد شود، زيرا سالها وقت و سرمايه گزاف، صرف تربيت و پرورش انسانهاي متخصص، فهيم، متعهد شده تا پس از سالها برنامهريزي به اوج بازدهي برسند. در صورت خروج آنان از سازمان، به آساني و در زماني اندک قابل جايگزيني نيستند و فقدان آنها زيان و لطمه بزرگي به سازمان وارد خواهد کرد به بياني ديگر، ترك كار كاركنان گران است و عرضه نيروي انساني توانمند و کارآمد، امري مشکل بوده و مستلزم صرف وقت، نيرو و مخارجي هنگفت است. براي دستيابي به اهداف در سودآوري، رشد، رضايت مشتري و نوآوري بايد كاركنان با مسئوليت و متعهد داشته باشيم که نسبت به آنچه كه انجام ميدهند، احساس خوبي داشته باشند و بايد بتوانند به رهبر و مدير سازمان كه به دستاوردهاي آنها توجه ميكند و قدرشناس زحماتشان است، اعتماد كنند. اما متاسفانه بسياري از مديران براي رسيدن به هدف، مسير درستي را انتخاب نميكنند. آنها چنان براي دستيابي سريع به رضايت مافوق يا مديريت ارشد، متمركز شدهاند كه فراموش كردهاند كه به افراد تحت نظارتشان گوش دهند، آنها را ببينند و قدر آنها را بدانند. آنها با كاركنان خود در تماس نيستند و در چنين فضايي هرگز اتفاق بزرگي رخ نخواهد داد. 9- نتيجهگيري رهبران كارآمد بايد با جلب مشاركت كاركنان، توجه به آنان و قدرداني، راهي براي كسب بهترين نتيجه از ايشان، تعريف اهداف روشن، مشاهده رفتارهاي صحيح و تشويق تمام موفقيتهاي بدست آمده در طول راه، طرز فکر قديميشان را تغيير دهند. نتيجه نهايي، تشكيل سازماني از كاركنان بهرهور است كه متعهد ميشوند، به وظيفه خود پايبندند و حس ميكنند به آنها توجه شده، به آنها ارزش داده ميشود و مورد قدرداني قرار ميگيرند. به عبارت ديگر اين افراد احساس ميكنند كه مریي هستند و ديده ميشوند نتيجه اتفاقات فوق کسب نتيجه و مزايا، بيش از آن چيزي است که برايش صرف شده است. رهبران و مديران با اقداماتي نظير بيان واضح و دقيق ماموريت براي کارکنان، ديدن، تعريف و تحسين ويژه و مكرر از آنها، دادن پاداش و قدرداني مناسب، به موقع، به دفعات و به تناسب افراد مختلف بايد تلاش کنند تا با استفاده موثر از کارکنان و همراه با آنان، هميشه بهترين را انجام دهند زيرا باعث افزايش بهرهوري، تعهد و مشاركت و تمايل به ادامه كار در کارکنان و ميزان بالايي از رضايت و وفاداري مشتريان ميشود. رهبران بزرگ نه سيستمها، نه فرآيندها، نه تكنولوژي و نه وظايف را رهبري ميكنند بلکه آنها انسانها را رهبري ميكنند زيرا منابع انساني مزيت رقابتي بالقوهای هستند که سازمانها بايد با اقدامات مناسب و درست، آنها را به نيروي مریي و بالفعل تبديل كرده و با افزايش ظرفيتها و توانمنديها، در جهت اهداف سازمان، رشد و توسعه حرکت کنند. آنها بايد از طرحها و برنامههايي جهت بکارگيري موثر افراد استفاده نمايند تا از نامریي شدن آنها جلوگيري کنند که نتيجه، تشكيل سازماني از كاركنان بهرهور است كه حس ميكنند مریياند، به آنها توجه شده، ارزش داده شده و مورد قدرداني قرار ميگيرند که اين باعث ارتقاي بهرهوري، اثربخشي، کارايي و کيفيت خدمات و استفاده بهينه از منابع ميگردد.
مراجع -------------------------------------------------------------------------------- 1- چراغي، خسرو. نقش آموزش و بهسازي نيروي انساني بر بهره وري سازمان ها، http://www.eaedu.org/revise/frontpage/cheragi/behsazi.htm 2- قادري، اسماعيل و شناور، بهزاد. تا چه ميزان رضايت شغلي موفقيت سازماني را به همراه خواهد داشت، نشريه صنعت خودرو، نسخه شماره 109، 1386. 3- رضائيان، علي. مباني سازمان و مديريت، چاپ دوازدهم، انتشارات سمت، تهران، 1387. 4- جوادين، سيدرضا. مباني مديريت منابع انساني، چاپ چهارم، انتشارات دانشكده مديريت دانشگاه تهران، 1387. 5- گوستيك، آدريان و التون، چستر. كاركنان نامرئي (كشف توانمنديهاي پنهان كاركنان)، ترجمه علي پورقاسمي، نشر اشاره، 1385. 6- زارع ، امير . ارتباط جو سازماني و بهره وري كاركنان در بيمارستان هاي عمومي آموزشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي ، پايان نامه كارشناسي ارشد رشته مديريت خدمات بهداشتي و درماني ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران ، 1386 . 7- Chen, Ching-Fu. "Job satisfaction, organizational commitment and flight attendantsۥ turnover intentions: a note", Journal of air transport management", vol. 12, issue 5, 2006. 8- صباغيان راد ، ليلا . ارتباط بين خلاقيت ، تعهد سازماني و تحليل رفتگي مدرسين تربيت بدني عمومي دانشگاه هاي آزاد اسلامي كشور (واحد 1و2) ، رساله دكتري رشته تربيت بدني ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم وتحقيقات تهران ، 1385 . 9- حسيني كاشاني ، فاطمه معصومه . بررسي و تبيين فرهنگ سازماني و رابطه آن با تعهد سازماني مديران سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ، پايان نامه كارشناسي ارشد رشته مديريت آموزشي ، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي تهران ، 1385 . 10- McCormick,Catherine A. "A study of the job attitudes (job satisfaction, organizational commitment and career commitment and career adaptability of the members of the library and information science profession", dissertation for the degree of P.H.D, George Mason University, U.S.A, 2000. 11- Makanjee, Chandra Rekha. "The effect of occupational stress and organizational commitment on diagnostic imaging radiographers in rendering quality service", thesis for the degree of Master of Science in Radiography, faculty of health science department of radiographic sciences university of Pretoria, 2004. 12- سلطان حسيني ، محمد . رابطه بين سبك رهبري مديران دانشكده ها و گروه هاي آموزشي با كانون كنترل و تعهد سازماني خود و اعضاي هيات علمي رشته تربيت بدني ؛ رساله دكتري رشته تربيت بدني ، دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه تربيت معلم تهران ، 1382 . 13- دفت، ريچارد ال. تئوري و طراحي سازمان، ترجمه علي پارساييان و سيد محمد اعرابي، جلد اول، چاپ دهم، انتشارات دفتر پژوهشهاي فرهنگي، تهران، 1388. 14- والتون، جان. پرورش راهبردي منابع انساني . ترجمه ناصر ميرسپاسي و داريوش غلام زاده، جلد اول، چاپ دوم، انتشارات ترمه با همكاري انجمن مديريت منابع انساني، 1388. 15- ابوالعلايي، بهزاد. كاركنان دارايي ارزشمند سازمان، ساختن زيربناي استعدادهاي انساني (talent base) سازمان، مجله عصر مديريت، شماره 1، آبان 1385: 68 . 16- عباس زادگان ، سيد محمد . مكاتب و مباني مديريت . چاپ اول . تهران : انتشارات شركت سهامي انتشار ، 1372 : 97 . 17- ميرسپاسي ، ناصر . مديريت منابع انساني و روابط كار . چاپ اول . تهران : انتشارات شروين ، 1376 :109 . 18- آصف زاده، سعيد و رضاپور، عزيز. برنامه ريزي بهداشت و درمان، انتشارات دانشگاه علوم پزشكي قزوين و حديث امروز، چاپ اول، 1386. 19- چهاربالش، مريم. تجربه اي موفق در مديريت، مجله عصر مديريت، شماره دوم، ارديبهشت 1386، 49-46. 20- مرزبان، سيما، ده مشكل و ده راهكار براي نظام سلامت ايران، 1387، 7-1، 21- نبي لو، بهرام. بهداشت و درمان الگوهاي برتري سازماني ، ماهنامه تدبير، شماره 145، 1383. 22- مهرداد ركني نژاد، منابع انساني، مهمترين اصل رقابت، [ 2011/10/18 ] [ 8:51 ] [ بابک سپاس مقدم ]
نويسنده : محمد يارندي
كليدواژه : مديريت منابع انساني ؛ سرمايه انساني ؛ توسعه انساني ؛ خدمات مديريت منابع انساني
گروهي از انديشمندان دانش مديريت با تاکيد بر اهميت جايگاه انسان در فرآيند ايجاد تحولات بر اين باورند که واحدهاي توسعه منابع انساني سازمانها و بنگاهها، بايد نقش کليدي و ساختاري را در تحول وتوسعه ايفاء نمايند. در واقع تحولاتي که امروز در عرصه مديريت داخلي و بين المللي روي داده است، رويکرد به حرفه اي شدن بحث توسعه منابع انساني را در مراکز و پايگاههاي مديريتي، علمي و دانشگاهي غني تر و پر رنگ تر کرده است. به عنوان مثال سبکهاي مديريتي به طور مشخص به سمت سبکهاي تفويضي و مشارکتي گرايش يافته و ساختارهاي سازماني نيز به سوي ساختارهاي باز وآزاد همراه با روابط افقي حرکت کرده است، ويژگي رقابتي شدن سازمانها درجذب منابع انساني ماهر و انگيزه مند، اين سازمانها را به سمت نهادهايي ياد گيرنده و انعطاف پذير سوق داده و در عين حال رويکردها به سوي کارآفريني و خلاقيت گرايش پيدا کرده اند. در مجموع، شاخص سرمايه هاي انساني، فکري و نرم افزاري در عرصه مديريت حرف اول را بر زبان مي آورد، اين دسته از تحولات مديريتي باعث شده است که ضرورت رويکرد حرفه اي شدن در حوزه منابع انساني بيشتر احساس شود. از سوي ديگر حرفه اي کردن حوزه منابع انساني باعث مي شود که اين حوزه جايگاه واقعي خود را در سازمانها و بنگاهها ارتقاء دهد و در واقع بين اهميت منابع انساني و جايگاه مديريت منابع انساني به عنوان فرآيندي که عهده دار تامين، نگهداري، پرورش و برانگيختن کارکنان و افزايش بهره وري آنهاست، تناسب و هماهنگي لازم برقرار کند. اگر چه جايگاه مديريت منابع انساني در سازمانهاي ما چندان شايسته نيست و هنوز ملزومات حرفه اي شدن مديران اين حوزه به طور کامل فراهم نشده است، ولي با توجه به نقش کليدي مديريت منابع انساني و ضرورت حرفه اي شدن آن، شناسائي زمينه ها، بررسي ابعاد، تحليل ويژگي هاي اين فرآيند مهم و نهايتاً آسيب شناسي آن امري ضروري و اجتناب ناپذير است. واقع مطلب اين است که رفتار ما با منابع انساني مان با مجموعه اي از آزمونهاي سعي و خطا همراه بوده است و اگر منصفانه بگوييم اين سعي و خطاها ما را به واقعيت هايي شيرين و تلخ رساند ه است. در جاهايي که اين واقعيت ها شيرين بوده، نتايج مثبتي از رفتارمان با منابع انساني داشته ايم و در مواردي که منفي و تلخ بوده است، مدلهاي درستي را در مفهوم غلط به کار برده و منطقاً نتيجه منفي گرفته ايم. در واقع سليقه مدير بوده است که به دليل قدرت خود يک سياست خاص را اعمال کرده و اين سياست احتمالاً غير کار آمد از آب درآمده است. به همين جهت در تجربه منابع انساني کشورمان از طيف بسيار موفق تا طيف بسيار ناموفق، همه گونه داريم. نهضت حرفه اي شدن در علوم انساني و اجتماعي به خوبي بعد از علوم رياضي، مهندسي، پزشکي و علوم پايه مطرح شد. زماني يک فرد مي توانست تقريباً براحتي معلم شود. مثلاً اگر يک خانم خانه دار با تحصيلات پايان مقطع متوسطه، تقاضاي شغل معلمي مي کرد چه بسا از او استقبال هم مي کردند. اما در حال حاضر به راحتي کسي نمي تواند معلم شود، در بعضي از ايالات آمريکا براي اينکه فرد تدريس کند حتماً بايد گواهينامه تدريس داشته باشد و براي دريافت اين گواهينامه، وي بايد 5/1 برابر فرد فوق ليسانس واحد بگذراند تا به او يک معلم حرفه اي بگويند. اين را جزء مجموعه نهضت حرفه اي شدن در تعليم وتربيت قلمداد مي کنند. در حوزه جامعه شناسي و مشاوره هم بحث به همين منوال است. مشاوران علوم روانشناسي بايد پروانه و مجوز فعاليت داشته باشند و کلينيک مشاوره را با مجوز داير کنند. آنها مسئوليت اجتماعي، حرفه اي، کشوري، مالياتي و غيره دارند تا بتوانند مشاوره درست بدهند چه آنکه مشاوره هاي غير حرفه اي، امروز در جامعه علمي معتبر نيست و چندان مورد استقبال قرار نمي گيرد و درست به همين جهت است که بحث حرفه اي شدن در مديريت منابع انساني مطرح مي شود. زماني يک مدير عامل اين تصور را داشت که بدون نياز چندان به مباحث حوزه علوم انساني بويژه مديريت منابع انساني مي تواند با شخصيتهاي مختلف مي تواند کار کند. ولي مي بينيم که به طور روز افزوني مديران عامل بنگاهها و شرکتها بخصوص آنهايي که پيشينه علوم انساني و اجتماعي کمتري دارند از بحثهاي رفتار سازماني لذت برده و نسبت به دانش منابع انساني نياز بيشتري را در خود احساس مي کنند. اين موارد به ما مي گويد که ما نياز بيشتري به حرفه اي شدن منابع انساني در کشور داريم. در اين صورت بايد ساختار آن درست شود، ابعاد حقوقي آن تبيين شود و زواياي مختلف علمي، آموزشي، مهارتي و دانش آموزي آن مطرح گردد. سبکهاي مديريتي موجود در سازمانها و نهادهاي کشور نشان مي دهد که به طور مشخص حرکت به سمت شيوه هاي تفويضي و مشارکتي در مديريت بنگاهها به آرامي آغاز شده است. چنين احساس مي شود که دسترسي به اطلاعات کاملاً جنبه همگاني پيدا کرده است. اما بايد توجه داشت در جايي که همه اطلاعات در اختيار همه افراد قرار دارد در واقع هدايت آنها (منابع انساني سازمانها) خيلي پيچيده تر بوده و شرايط خاصي دارد. ساختارهاي سازماني بدون استثنا به سمت ساختارهاي باز و آزاد و با روابط افقي حرکت مي کنند، از لحاظ استراتژي هاي فرهنگي، سازمانها به سمت سازمانهاي ياد گيرنده و انعطاف پذير گرايش پيدا مي کنند. تکنولوژي، به روز و از طريق خدمات مهندسي بوده و حالت تفسير گرايانه دارد. بر اين اساس تکنولوژي ديگر جنبه سخت افزاري نداشته و تفسير آن معمولاً در حوزه هاي مديريت منابع انساني صورت مي پذيرد. در اين راستا مدلهاي مديريت استراتژيک کاملاً جنبه رقابتي پيدا کرده و نقش انسان در اين ساختار حرف اول را مي زند، و سيستم ها به سمت باز گرايش پيدا کرده است. رويکردها حتي در بحث طراحي استراتژيک، کارآفرين شده، جنبه مدون يافته و از حالت انفعالي کاملاً خارج شده است. فناوري اطلاعات پيچيده و غير تکراري شده و مدلهاي تصميم گيري، نقش شهروندان و مشتريان نقش اول را دارد، يعني حوزه هاي منابع انساني بايد شهروندان و مشتريان خود را بشناسند. همين طور مدلهاي پيشرفت شغلي کاملاً حرفه اي شده است. مدلهاي آموزشي در حوزه منابع انساني تاکيد بر شاخصهاي کيفي و خلاقيت دارد، نقش مدير، مربيگري و کارآفريني است به همين دليل مديري که در گذشته به سادگي مي توانست در هر جايي يا هر رشته اي کار مديريت کند، الان کاملاً بايد حرفه اي و در سطح عالي ظاهر شود و بتواند کارکردن با انسانها را بلد باشد، به قول راکفلر «من آدم و مهندس نمي خواهم، من آدمي مي خواهم که انسان را بشناسد و بتواند با او کار کند»، ماتسوشيتا بزرگترين کارآفرين قرن بيستم اشاره مي کند که «بزرگترين سرمايه يک سازمان، سرمايه انساني آن سازمان است که با اين سرمايه ها بتواند کار کند.» بحث نظارت و ارزيابي عملکرد منابع در سازمان جايگاه مناسبي پيدا کرده است چه آنکه مشتري حرف اول را در سازمانها مي زند. حتي در سازمانهاي دولتي هم نقش مشتريان پر رنگ شده و متعاقب آن مدلهاي توسعه کشور در ابعاد مختلف جنبه فراگير به خود مي گيرد. اگر چه جنبه هاي فرهنگي و تعامل در درون مهم است، اما در کنار آن تعامل با دنياي پيرامون امري کاملاً ضروري شده است. به همين جهت يک مدير بايد ديد جهاني نسبت به مسايل و موضوعات حرفه اي خودش داشته باشد و اين نقش در حوزه منابع انساني بسيار پررنگتر است. حتي اعتقاد بر اين است که مديران منابع انساني بايد زبانهاي مختلف را بدانند تا بتوانند ارتباط برقرار کنند و اين مساله مي تواند تعاملات را گسترش بدهد. در حد حرفه اي شدن در حوزه منابع انساني در بعضي کشورها روي عواملي نظير چند نژادي، چند زبانه بودن و ديدن کشورهاي مختلف به عنوان اولويت براي انتخاب مدير تاکيد شده است. در مباحثي نظير يادگيري سازماني، مشاغل، قلمرو قدرت و اقتدار سازمانها خلاقيت انساني و حضور انسان آن قدر پررنگ شده است که مي گويند عوامل ديگر را در کنار آن قرار ندهيد. اينجاست که بحث سرمايه هاي فکري و انساني حرف اول را مي زند، به طوري که وقتي از نخست وزير ژاپن سئوال مي کنند که عامل موفقيت را در ژاپن چه مي دانيد؟ ايشان در يک کلمه مي گويد «آموزش» در واقع نخست وزير ژاپن، آموزش و توسعه را در اين مفهوم خلاصه مي کند. به اين ترتيب اهميت حوزه هاي منابع انساني را در جاي جاي شرکتها و موسسات دولتي و خصوص ژاپن مي توان مشاهده کرد. فرآيند مديريت منابع انساني را مي توان در 14 فرآيند اصلي طبقه بندي کرد : 1-برنامه ريزي منابع انساني 2- جذب منابع انساني3- توجيه و روانه سازي 4- آموزش وتوسعه مهارتها 5- طراحي و اجراي مسيرهاي شغلي 6- طراحي و اجراي سيستم هاي پرداخت و جبران خدمات 7- طراحي و استقرار مشارکت کارکنان 8- طراحي و استقرار سيستم هاي ارزيابي عملکرد 9- تامين ايمني بهداشت و سلامت کارکنان 10- مديريت روابط کار و انضباط 11- طراحي و استقرار سيستم هاي جايگزين پروري و جانشين پروري12- توسعه و تدوين نظامهاي اطلاعاتي منابع انساني 13-مديريت ارتباطات داخلي 14-و بالاخره مديريت نرخ خروج از خدمت و منفصلين. حال اگر ما بتوانيم براي هر کدام از اين فرآيندها راهکارهاي مناسب و بومي ارائه کنيم خواهيم توانست که مديريت منابع انساني را به سوي حرفه اي شدن هدايت کنيم و بديهي است اين امر مستلزم آن است که انجمن هاي حرفه اي، اين مديران را به درستي پشتيباني کنند.
[ 2010/12/17 ] [ 9:22 ] [ بابک سپاس مقدم ]
آرش مومنی
مدیریت منابع انسانی در قرن بيست و يکم سمت و سوي تازه اي يافته است. تجربه دهه هاي آخر قرن گذشته نشان داد که در محيط کار پويا و ديناميک فعلي، براي ايجاد و حفظ توان رقابتي هر شرکت يا سازمان بايد بتواند نخبگان را جذب و به مديريت توانايي هاي ايشان بپردازد. کلماتي مانند دانش، نخبگي، خلاقيت، تفکر، توانايي و تعهد در واژگان و تفکر روزمره هر مدير موفق قرن حاضر يافت مي شوند.
دانش تصميم گيري به چهارچوبي منطقي، قابل اعتماد و يکنواخت اطلاق مي شود که تصميم گيري در مورد يک منبع (مثلا نيروي انساني) را تسهيل مي کند. دانش تصميم گيري مجموعه اي از دستورالعمل هاي سخت گيرانه نيست بلکه نظامي براي شناسايي، راهنمايي، آناليز و بهبود تصميم گيري هاي مهم است (Boudreau & Ramstad 2002). به عنوان مثال دانش تصميم گيري در مورد منابع مالي از مدل معروف دوپونت (DuPont Model) استفاده مي کند که در اوائل قرن بيستم طراحي شد. اين مدل بر خلاف مدل هاي پيشين که تنها مبتني بر سود بودند، با استفاده از ابزارهاي حسابداري، منابع مالي را بين بخش هاي مختلف شرکت توزيع مي کند. اين مدل نه تنها مي تواند ميزان سوددهي واحد هاي مختلف شرکت را بهبود ببخشد بلکه مي تواند تا در کل شرکت ميزان بازگشت سرمايه را بدون اين که ميزان سوددهي را تغيير عمده اي دهد افزايش دهد زيرا که تجربه اثبات کرده است که اختصاص منابع مالي به بخش هايي که بالاترين نرخ برگشت سرمايه (و نه الزاما بالاترين نرخ سوددهي) را دارند، بهترين راه براي رسيدن به موفقيت مالي است. در مورد بازاريابي نيز در قرن بيستم، رويکرد چندپاره کردن بازار مصرف (Customer Segmentation) تمرکز شرکت ها را از روي مشتريان با بيشترين ميزان خريد به مشتريان با بيشترين تاثير بر روي توان رقابتي شرکت منحرف کرده است. اين دو مورد نقش "ديدگاه هاي آموزشي" را براي ديگر حيطه هاي مديريتي ايفا مي کنند (Tichy 1998). دانش تصميم گيري معيار سنجش را تنها نتيجه يک تصميم نمي داند بلکه روش تصميم گيري و پروسه به نتيجه رسيدن آن تصميم را نيز مورد سنجش قرار مي دهد و به اين ترتيب، دانش تصميم گيري نه تنها به تصميمات بهتري در سازمان يا شرکت منجر خواهد شد بلکه معيارهاي سنجش جامع تري را نيز در اختيار مديران قرار مي دهد. در قرن بيست و يکم بيش از هر زمان ديگري احساس نياز به دانش تصميم گيري جامعي در امر مديريت منابع انساني مي شود و مدل نخبگي (Talentship Model) نشان داده است که مي تواند ابزار فوق العاده موثري در اين امر باشد. دانش تصميم گيري تنها ابزاري در دست مدير نيروي انساني نيست. داده ها و اطلاعاتي که از اين مدل به دست مي آيند مي توانند کليه سطوح شرکت به سمت استعداديابي، نخبه محوري و نخبه پروري پيش ببرند.
![]()
[ 2010/11/18 ] [ 1:13 ] [ بابک سپاس مقدم ]
مدیریت و منابع انسانی در گفتار کوروش هخامنشی
چند روز پیش برای دیدار 3 دقیقه ای که توسط موزه محترم ملی ایران برای دیدن "منشور حقوق بشر کوروش هخامنشی" داده می شود به موزه ملی ایران در خیابان سی تیر تهران رفتم.
در تمامی 180 ثانیه ای که زمان داشتم به منشور او و سخنانش می اندیشیدم.
حال به پاس حضور "منشور حقوق بشر کوروش هخامنشی" در موزه ملی ایران گوشه ای از کلام ایشان را در حوزه مدیریت برای شما آوردم.
آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلکه دشواري رسيدن به سهولت است . ******** سخت کوشي هرگز کسي را نکشته است، نگراني از آن است که انسان را از بين مي برد ******** اگر همان کاري را انجام دهيد که هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد که هميشه مي گرفتيد ******** پيش از آنکه پاسخي بدهي با يک نفر مشورت کن ولي پيش از آنکه تصميم بگيري با چند نفر ******** کار بزرگ وجود ندارد، به شرطي که آن را به کارهاي کوچکتر تقسيم کنيم ******** انسان همان مي شود که اغلب به آن فکر مي کند . ******** همواره بياد داشته باشيد آخرين کليد باقيمانده، شايد بازگشاينده قفل در باشد ******** تنها راهي که به شکست مي انجامد، تلاش نکردن است ******** دشوارترين قدم، همان قدم اول است ******** عمر شما از زماني شروع مي شود که اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد . ******** آفتاب به گياهي حرارت مي دهد که سر از خاک بيرون آورده باشد ******** وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است که شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد .
وب سایت موزه ملی ایران http://www.nationalmuseumofiran.ir [ 2010/11/17 ] [ 20:34 ] [ بابک سپاس مقدم ]
چکیده: ژاپن کشوری کوچک است که کمتر از دو برابر کشور ما جمعیت و مساحتی
الف) ویژگیهای جمعیتی و وضعیت اشتغال منابع انسانی ژاپن در میان کشورهای پیشرفته فرانسه، آلمان، هلند، انگلستان، آمریکا و منطقه پولی یورو، پایینترین نرخ بیکاری منابع انسانی را دارد و بنحوی توانسته بر این بحران غلبه کند. نظام بازنشستگی در ژاپن هم بر موازنه منابع انسانی آن تأثیرگذار است. سن بازنشستگی در سال ۱۹۸۵، ۵۵ و در سال ۲۰۰۱، ۶۰ سال بوده که اکنون به ۶۵ سال افزایش یافته است. امروزه تمایل فزایندهای در شرکتها جهت استخدام مجدد منابع انسانی از طریق قراردادهای بعد از بازنشستگی (با دریافت حدود ۷۵ درصد از کل دریافتی سال آخر خدمت) بوجود آمده است. علت اصلی این این امر نیز عدم تعادل در ساختار سنی جمعیت شاغل است که نگرانیهای زیادی را ایجاد کرده است. بعنوان مثال، شرکت کاتالیست و مواد شیمیایی ژاپن، اعلام کرده که میانگین سنی منابع انسانی آن ۱/۴۱ سال است و بزودی تعداد زیادی از افراد به مرز بازنشستگی میرسند. این شرکت بشدت نگران کمبود منابع انسانی در ردههای مدیریتی و نیروهای حرفهای (دارای مهارت، دانش و تجارب لازم) است و درصدد است تا حد امکان تجارب نسل قدیمیتر را به جوانان شاغل در شرکت منتقل سازد. در بکارگیری مجدد بازنشستگان، افراد مستعد با خصوصیات زیر مدنظر قرار میگیرند: انگیزههای قوی و حیات بخش داشته باشند، دانش و مهارتهای موردنیاز را دارا باشند، در طول خدمت به سازمان وفاداری نشان داده باشند و ویژگیهای شخصیتی آنها به نحوی باشد که به نظم ویکپارچگی موجود در شرکت کمککند. ب) صنعت نفت (و سایر منابع انرژی)در ژاپن: همانطور که در نمودارها ملاحظه میشود، حقوق و مزایای شرکت برای هر دو رده با هم تفاوت دارد. مزایایی چون حق عائلهمندی (براساس تعداد خانوار), حق مسکن (براساس اینکه کارمند خانهدار یا مستقل باشد یا خیر)، فوقالعاده کار در شعب وابسته به شرکت در نقاط دوردست,فوقالعاده اضافهکاری اداری, اضافهکاری روزهای تعطیل, فوقالعاده کار در شیفت شبانه (شبکار), پاداشهای ویژه ( مانند حق تفاوت زمان، حق وظیفه، پاداش سالنو وانجام کارهای فوقالعاده در مواقع ضروری) نیز از جمله دیگر پرداختهای شرکت است. در موارد فوت هر یک از منابع انسانی، به بازماندگان ۳۵ میلیون ین و در موارد از کارافتادگی،۳۵-۳/۱ میلیون ین (حسب میزان از کارافتادگی) پرداخت میشود. ۹-۷- نظام آموزش نمودار شماره ۶ : مسیر حرکت شغلی براساس آموزش در شرکت JGC ضمناً مشارکت در تصمیم گیریها و ارائه نقطه نظرات در اداره شرکت, جزء برنامههای آموزشی بوده و روش مناسبی برای آموختن یافتهها به یکدیگرمحسوب میشود. افراد نقطه نظرات خودرابه مدیرقسمت ارائه میکنند و او نیز به مدیربخش ارائه میدهد و نهایتاً رئیس شرکت آنهاراجمع بندی و مورداستفاده قرارمیدهد. ۱٫ درآموزش حین کار , مدیر قسمت بعنوان مربی آموختههای خود را درحین کاربه کارمند میکند و پیشرفت کارمند بطورمستقیم ثبت میشود وبه قسمت مدیریت شرکت ارسال میگردد. ۲٫ درآموزش خارج ازکار که حدود یکسال بطول میانجامد ، کارمند به فراگیری: مهارتهای ارتباطی, چگونگی ارائه سمینار, مهارتهای مذاکره, مهارتهای عقد قرارداد, تیمسازی, کنترل زمان و هزینه در پروژهها, حسابداری وامورمالی, مهارتهای سرپرستی,تشکیل جلسات HSE میپردازد. این دورهها معمولاً در کالج فنی شرکت ارائه میگردد. این کالج که در سال۲۰۰۱ تاسیس شده با بهره گیری از۱۰۰ مدرس, به آموزشهای مدیریت پروژه, دورههای فنی, ایمنی, IT وغیره میپردازد. مدرسین از میان مهندسین ارشد شرکت ویا ردههای بالاتر انتخاب میشوند. کلاسها هم از ساعت۱۹-۱۷ هر روز برگزار میشود. جمعبندی:
مولف/مترجم: محمدمهدی رشیدی [ 2010/11/5 ] [ 13:21 ] [ بابک سپاس مقدم ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||