|
مدیریت منابع انسانی Babak Sepasmoqadam`s Blog About Human Resource Management Profession
| ||
|
به طور كلي مجموعه نتايج حاصل از خلاقيتشناسي تحليلي اختراعات توسط آلتشولر كه تشكيل دهنده دانش TRIZ است شامل مفاهيم مختلفيست كه مهمترين آنها به صورت فهرستوار بيان مينماييم : 1- قانون افزايش سطح ايدهآل بودن (قانون كمال) : به اين معني كه نظامهاي فني همواره به سمت افزايش درجه ايدهآل بودن يا كمال خود پيش ميروند . ايدهآلي يا سطح ايدهآل بودن عبارت است از نسبت مجموع كليه جنبههاي مثبت و مفيد سيستم به مجموع كليه جنبههاي منفي و مضر سيستم . 2- سيستم چهار مرحلهاي حل مساله : 2-1- شناخت مساله . 2-2- فرمولبندي مساله . 2-3- جستجوي مسائل قبلا حل شده . (استفاده از سيونه پارامتر مهندسي) 2-4- استفاده از الگوهاي راهحلهاي كشف شده . ( بكارگيري چهل اصل اختراع) 3- سطوح پنجگانه حل مساله و نوآوري : 3-1- راهحلهاي مشخص . 3-2- بهبودهاي كوچك . 3-3- بهبودهاي بزرگ . 3-4- مفاهيم جديد . 3-5- كشفهاي بنيادي . 4- تحليل ماده-ميدان (تحليل Vepol) : با استفاده از اين تحليل مسائل به طور كلي به دو دسته تقسيم ميشوند : 4-1- مسائل آشنا (مانوس) ، تحت عنوان مسائل استاندارد . 4-2- مسائل ناآشنا (نامانوس) ، تحت عنوان مسائل غير استاندارد . 5- قوانين هشتگانه تحول و تكامل نظامهاي فني (قوانين پيشرفت فناوري) . 6- هفتادوشش راه حل ابداعانه استاندارد : مسائل استاندارد شناخته شده با تحليل Vepol ميتوانند با استفاده از اين هفتادوشش راهحل ابداعانه استاندارد ، حل شوند . 7- ماتريس تناقضها : در نظريه TRIZ از مساله ابداعي تحت عنوان تناقض تعبير ميشود كه معناي آن دو موقعيت متضاد يا دو كيفيت متعارض است ؛ يعني افزايش سطح كيفيت يكي موجب كاهش سطح كيفيت ديگري ميشود و حل ابداعانه مساله ، كشف راه حل اين تناقض ميباشد . 8- چهل اصل براي اختراع و نوآوري . 9- مجموعه اي از تاثيرات علمي اساسي : شامل تاثيرات فيزيكي ، شيميايي ، هندسي و زيستشناختي . 10- روش ARIZ (الگوريتم حل ابداعانه مساله) : ARIZ يك دستورالعمل نظاميافته براي شناسايي راهحل مسائل غيراستاندارد با استفاده از قابليتهاي فنون و روشهاي خلاقيت ميباشد ادامه دارد... [ 2007/2/15 ] [ 11:48 ] [ بابک سپاس مقدم ]
شالودههاي دانش TRIZ از سال 1946 توسط گنريچ آلتشولر بر اساس نتايج حاصل از مطالعه اختراعات مختلف پايهگذاري شد . آلتشولر كه به پدر TRIZ شهره است در سال 1926 در روسيه متولد گرديد ؛ وي كه از همان دوران نوجواني نسبت به ابداعات و اختراعات كنجكاوي و علاقه خاصي داشت و اولين اختراع خود را در سن چهارده سالگي انجام داد ، در اداره ثبت اختراعات مشغول به كار شد . كار او كمك به مخترعين براي ثبت اختراعاتشان بود ؛ او در حين كار ، گاهي به حل مسائل فني آنان كمك ميكرد . در اين دوران بود كه او دريافت حل مسائل فني كه منجر به اختراع و نوآوري ميشود به اصول و روشهايي فراتر از تكنيكهاي خلاقيت شناختهشده تا آن هنگام نياز دارد . آلتشولر در طي مطالعات خود به اين نتيجه مهم رسيد كه يك نظريه اختراع بايستي داراي چند ويژگي اصلي از جمله موارد زير باشد : 1- شامل يك فرايند گامبهگام و نظاميافته باشد . 2- بتواند از ميان گسترهاي از راهحلها ، مستقيما به بهترين راهحل (راهحل ايدهآل يا كمال) منجر گردد . 3- داراي ويژگي تكرارپذيري باشد . 4- بتواند ساختاري براي دانش ابداع ارائه نمايد . آلتشولر بيش از بيستهزار اختراع ثبت شده (Patent) را مورد بررسي قرار داد تا متوجه شود اختراعات به عنوان مسالههاي ابداعي (يعني مسالههايي كه راهحل آنها مشخص نيست و بايستي آن را با روشهاي خلاق و ابداعي كشف نمود .) چگونه حل شدهاند . از بين اين تعداد آلتشولر چهارهزار اختراع مهم و برجسته و به عبارتي راهحلهاي خلاق و ابداعي اصلي را مورد مطالعه عميقتر قرار داد . براساس نتايج حاصل از اين نوع مطالعات خلاقيتشناسي تحليلي ، آلتشولر به كشفيات بسيار مهمي دست يافت و اصول ، مفاهيم و روش هاي TRIZ را به عنوان يك علم نوين و بسيار باارزش به جهان ارائه نمود . البته اين خلاقيت و نوآوري فوقالعاده مهم آلتشولر متاسفانه همانند بسيار از كشفيات و اختراعات كوچك و بزرگ تاريخ در ابتدا درك نشده و با انواع مخالفتها ، مقاومتها و بيمهريهاي تاسفبرانگيز (آنچه كه در خلاقيتشناسي تحت عنوان اينرسي خلاقيت و نوآوري ناميده ميشود .) مواجه شد و آلتشولر همانند بسياري از دانشمندان و مخترعين سختيها و مرارتهاي بسيار زيادي را متحمل گرديد كه مطالعه آن حاكي از اراده والا و تلاش و پشتكار شگفتانگيز آنان است . به دليل بيتوجهيها و مخالفتها در آن زمان ، TRIZ نتوانست به خوبي در روسيه ايفاي نقش نمايد اما پس از پايان جنگ جهاني دوم و گسترش ارتباطات ، كشورهاي اروپايي ، آمريكا ، ژاپن و ديگر كشورها با دانش TRIZ آشنا شده و با پي بردن به اهميت فوقالعاده زياد آن بلافاصله آن را جذب كرده و ضمن بكارگيري ، در صدد رشد و توسعه آن برآمدند . چنانكه در حال حاضر درباره TRIZ به عنوان يك دانش تخصصي تحقيقات وسيعي به عمل ميآيد و اصول و مفاهيم آن توسط بسياري از دانشمندان ، پژوهشگران ، مديران ، مهندسان و كارشناسان رشتههاي مختلف علمي در جهت حل مسائل و ايجاد نوآوريها به كار گرفته ميشود و همچنان به سرعت در حال گسترش و تكامل است . بزرگترين خلاقيت و نوآوري آلتشولر به عنوان يك دانشمند علوم و مهندسي ، يك دانشمند خلاقيتشناس و نيز به عنوان يك مخترع ، خلاقيت و نوآوري او درباره خود موضوع خلاقيت و نوآوري بود . آلتشولر به عنوان مخترع فنون اختراع و پايهگذار دانش TRIZ ، با تلاش و پشتكار بسيار زياد به مدت پنجاهودو سال در راستاي رشد و توسعه آن كوشيد و يكي از اصليترين و موثرترين بنيانگذاران علم خلاقيتشناسي و از بزرگترين دانشمندان قرن بيستم محسوب ميشود . (آلتشولر در سال 1998 در آمريكا از دنيا رفت) نقش و اهميت نظريه TRIZ شاهكار علمي آلتشولر به قدريست كه از جنبهاي ميتواند در رديف نظريههاي علمي بزرگي مانند نظريه كوانتومي و نظريه نسبيت قرار گيرد و آلتشولر را با دانشمندان بزرگي مانند پلانك ، انيشتين ، شرودينگر ، پياژه و پائولينگ همسنگ نمايد.
ادامه دارد.... [ 2007/2/14 ] [ 12:54 ] [ بابک سپاس مقدم ]
واژه TRIZ برگرفته شده از حروف اول كلمات در عبارت روسي زير ميباشد : (Teoriya Resheniya Izobrototelskikh Zadatch) كه برابر انگليسي آن عبارت Theory of Inventive Problem Solving (با مخفف TIPS) است كه به معناي نظريه حل ابداعانه مساله ميباشد . اين دانش در سراسر جهان تحت عنوان TRIZ شناخته ميشود و متداول شدن اين نام به اين علت است كه بنيانگذار آن ، دانشمند خلاقيتشناس روسي گنريچ سائولويچ آلتشولر (G.S. Altshuller) ميباشد. دانش TRIZ با نام ها و عنوان هاي توصيفگر مختلفي همانند نوآوري نظاميافته ، خلاقيت اختراعي ، فناوري خلاقيت و نوآوري ، روششناسي اختراع ، الگوريتم اختراع ، روششناسي حل مسالههاي ابداعي ، روششناسي حل ابتكاري و ابداعانه مساله ، مهندسي خلاقيت و نوآوري ، روششناسي خلاقيت ، خلاقيتشناسي اختراع ، خلاقيتشناسي فناوري و مواردي از اين قبيل ناميده ميشود. دانش TRIZ ميتواند در دامنهاي از يك طيف مفهومي و گسترهاي از تعاريف قرار گيرد كه يك انتهاي آن نوعي جهانبيني خلاق يا رويكردي جامع به علوم و فناوري و انتهاي ديگر آن انواعي از ابزارهاي حل خلاق مساله و فنون خلاقيت و نوآوري را شامل گردد . آلتشولر TRIZ را تحت عنوان علم فناوري خلاقيت و نوآوري ميداند ؛ با نتيجهگيري از ديدگاه آلتشولر مي توان TRIZ را نوعي علم خلاقيتشناسي (Creatology) دانست. يكي از دانشمندان برجسته TRIZ به نام سيمون ساورانسكي اين دانش را چنين تعريف كرده است: TRIZ ، يك دانش انسانگراي مبتني بر روششناسي نظاميافته براي حل ابداعانه مساله است . همچنين برخي صاحبنظران TRIZ را اين چنين تعريف ميكنند : TRIZ عبارت است از نوعي رويكرد الگوريتمي براي حل ابداعانه مسائل فني و فناورانه . با توجه به عنوانهاي توصيفگر مختلفي كه براي ناميدن TRIZ ذكر كرديم ميتوانيم به شناخت بيشتري درباره مفهوم كلي دانش TRIZ دست يابيم . ادامه دارد... [ 2007/2/11 ] [ 10:52 ] [ بابک سپاس مقدم ]
آيا بين افراد فعال و علاقه مند به انجام دادن كارها و آنها كه نسبت به انجام دادن و اتمام كارهايشان علاقه نشان نمي دهند، تفاوت شخصيتي وجود دارد.؟ اگر پاسخ به اين سئوال مثبت است، در اين صورت كدام جنبه از شخصيت اين افراد با ديگران كه كمتر فعاليت مي كنند متفاوت است؟ چگونه مي توان افراد را از بي تفاوتي و كم تحركي درآورد؟ در كل بايد افراد را به دو گروه تقسيم كرد: اين دو گروه از لحاظ «قدرت شناخت» و «استفاده» با هم متفاوت هستند. گروه اول را كساني تشكيل مي دهند كه در مراحل مختلف زندگي خود موقعيت ها و فرصت ها را به خوبي شناخته و براي نيل به آنچه مورد نظرشان بوده به شدت كوشيده اند. گروه دوم نيز كه تعدادشان از گروه اول بيشتر است كساني هستند كه نسبت به شناخت و استفاده از موقعيت ها علاقه چنداني نشان نمي دهند. اكنون ممكن است اين سئوال پيش آيد كه چه عاملي اين تفاوت را ايجاد مي كند؟ در پاسخ بايد گفت انگيزه پيشرفت در افراد اين تفاوت را ايجاد مي كند. انگيزه پيشرفت نشان دهنده ميل و علاقه فرد نسبت به انجام دادن يك كار، سر و سامان دادن يا سازمان دادن به محيط مادي و معنوي و اجتماعي خود، فايق آمدن بر موانع، از ديگران سبقت جستن و رقابت كردن با آنها از طريق صرف كوشش زياد براي بهتر انجام دادن كارها است. البته اين نيرو با نياز فرد براي قدرت داشتن كه طي آن نياز فرد براي «تسلط يافتن» و «كنترل رفتار ديگران» مطرح است متفاوت است. افرادي كه انگيزه پيشرفت در آنها زياد است در فاصله اي مي ايستند كه متوسط شانس آنها در انجام دادن يك كار تقريباً يك به سه باشد به عبارتي اين افراد در انجام كارها براي خود حالتي را به وجود مي آورند كه به كوشش نسبتاً بيشتري نياز باشد و بتوانند براي ايفاي نقشي كه از آنان خواسته شده است، مبارزه كنند. از طرفي هنگامي كه كار را براي خود به صورت مبارزه درمي آورند كه نسبت به انجام دادن آن اطمينان داشته باشند و به بيان ديگر در انجام دادن كارها قمار نمي كنند و نسنجيده كاري را انجام نمي دهند. اين افراد بيشتر ترجيح مي دهند مسائل را خود حل كنند و حل مسائل را به شانس و تقدير نسپارند. ظاهراً چنين به نظر مي رسد كه پاداشي كه در مقابل «انجام دادن» كارها مي گيرند كمتر از رضايت خاطري است كه از طريق نيل به هدفي خاص در ايشان حاصل مي شود. خصيصه ديگر اين افراد «تمايل شديد نسبت به آگاهي از نحوه انجام دادن كارها» است. به همين دليل اين گونه افراد بيشتر به دنبال كارهايي هستند كه بتوان نتيجه آن را فوراً مشاهده كرد و از انجام دادن كارهايي كه نتيجه و حاصل آن مشخص نيست يا نتيجه اي كه در مدت زمان طولاني به دست مي آيد چندان استقبال نمي كنند. اين افراد براي درست و بهتر انجام دادن كارها فكر مي كنند و به همين خاطر در شكاركردن شغل هاي بهتر و گوناگون موفق تر هستند. اين خصوصيات ارثي نيست و به طور كلي تعليم و تربيت محيط خانوادگي و اطراف نقش مهم تري دارند. در توضيح بايد گفت هرگاه پدر و مادر براي خود اهداف بزرگ و قابل دسترسي را در نظر مي گيرند، براي رسيدن به اين هدف ها كوشش مي كنند و فرزندان خود را نيز در راه رسيدن به اهدافشان تشويق مي كنند احتمال اين كه فرزندانشان در مقايسه با كودكان ديگر از انگيزه پيشرفت قوي تري برخوردار باشند، بيشتر است. به اعتقادپروفسور مك كللند كارمندان و كارگراني كه انگيزه پيشرفت دارند در انجام كارها «مخاطره جو» هستند و آنچنان ويژگي هاي شخصيتي دارند كه در بين رهبران شغلي و مديران اقتصادي يا اداري ديده مي شوند. وقتي شخص تحت تاثير اين انگيزه است فعاليت او بيشتر در جهت يافتن راه ها و روش هايي است كه با استفاده از آنها مي توان كارها را بهتر انجام داد، بنابراين اين افراد بيشتر ترقي مي كنند، سرعت پيشرفت آنان نيز بيشتر است و سازمان هايي كه چنين افرادي را در استخدام خود دارند در مقايسه با سازمان هايي كه اين گونه افراد را كمتر استخدام كرده اند، بيشتر پيشرفت مي كنند به عبارتي حضور اين افراد تاثير مستقيم در موسسه، سازمان يا هر واحد كاري كه در آن حضور دارند، دارد. البته بايد دقت كرد كه اين خصيصه با قدرت طلبي و سلطه گري اشتباه گرفته نشود. يكي از عللي كه ممكن است اين دو خصيصه با هم اشتباه گرفته شوند هر دو فرد را به صورت چشمگير و زياد به فعاليت وامي دارند ولي افرادي كه نياز به قدرت در آنها زياد است بيشتر مايل هستند كه مورد توجه ديگران قرار گيرند، بين مردم متمايز و مشخص باشند و حتي رفتار آنان را كنترل كنند. اين افراد غالباً به فعاليت هاي سياسي علاقه مند هستند ولي در مقايسه با آنان كه انگيزه پيشرفت دارند مي توان گفت افرادي كه نياز به قدرت دارند نسبت به انجام كارهاي روزانه خود و به طور كلي نسبت به انجام دادن كارها توجه چنداني نشان نمي دهند. در پايان بهتر است نمونه اي از افراد داراي انگيزه پيشرفت بالا را بشناسيم. «پسربچه دارد به يك آزمون يك ساعته پاسخ مي دهد. او و بچه هاي ديگر، دانش آموزان دبيرستاني هستند. دوسوم از مدت زماني كه براي پاسخگويي به آزمون داده شده، سپري شده است و او سعي مي كند به بهترين وجه به آن پاسخ دهد. او قصد داشت براي پاسخ دادن به سئوالات آزمون مطالعه كند و همين كار را هم انجام داده است. اما مطالبي در كتاب بود كه او نتوانست آنها را بفهمد. او مي داند جواب هايي را كه نمي تواند به خاطر آورد قبلاً مطالعه كرده است و سعي مي كند مطالبي را كه مي توانند يادآور جواب ها باشند به ياد آورد. ممكن است او يك يا دو جواب را به خاطر آورد. او تا پنج دقيقه ديگر به سختي مي كوشد تا به سئوالات پاسخ دهد. بعد تسليم مي شود و ورقه امتحاني خود را تحويل مي دهد و از اين كه مطالب را خوانده؛ ولي جواب ها را ياد نگرفته، ناراحت است...»مشاهده مي كنيد كه به رغم شكست مداوم در به ياد آوردن جواب ها، پسربچه به كوشش خود ادامه مي دهد. او مسئوليت عمل خود را به عهده مي گيرد و خود را براي شكستي كه خورده است سرزنش مي كند و اينها همان انگيزه پيشرفت را نمايان مي كند. دوشنبه 22 آبان 1385 - ايران [ 2007/2/9 ] [ 14:50 ] [ بابک سپاس مقدم ]
مترجم: ژوليت عزتي يک برنامه تجاري سنگ بناي شروع تجارت است که همچون ابزاري مخصوص در جهت باز نگري ترقي و رشد کمپاني تان به کار مي رود . در زير به 10 برهان کليدي علت نياز شما به يک برنامه تجاري اشاره شده است :
منبع: تدبیر-۱۷۶
[ 2007/2/6 ] [ 8:13 ] [ بابک سپاس مقدم ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||